اين باران « 1 » كه بفرستاديم از آسمان پس بياميخت آن آب برستنيهاى « 2 » زمين ، پس گرديد شكسته و پوده ، پراكنده كند ابر و بادها « 3 » ، و هست خداى بر همه چيزى توانا *
46 - خواسته و پسران « 4 » آرايش زندگانى اين جهاناند ، و باقى - ماندهاى نيكيها « 5 » بهتر نزديك آفريدگار تو پاداشتى ، و بهتر اميدى *
47 - و آن روز كه برانيم كوهها را - از روى زمين - و به بينى زمين را بيرون آمده - از زير كوهها - ، ورانگيزيم ايشان را دست باز نداريم ازيشان هيچ كس را - زير زمين - *
48 - و عرضه كنند همه را بر خداى تو رسته رسته « 6 » : بدرستى كه بيايند نزديك ما - برهنه - چنان كه بيافريديم شما را نخستين بار ، نه كه شما دعوى ميكرديد كه نه خواهد كرد شما را - وعدهگاهى - شمار را - و ثواب و عقاب - « 7 » *
49 - و بنهند نامها - بر دستتان - آن گاه بينى - يا محمّد - گناه كاران را و كافران ترسان و لرزان « 8 » از آنچه اندران نامه نبشته بود ، و گويند : اى واى كه بما بود « 9 » چه بودست اين نامها را كه دست
هامش
( 1 ) - چون آبى . ( صو . نا )
( 2 ) - بياميخت با وى گياى . ( خ . صو )
( 3 ) - گرديد خشك مىگرداند آن را باد . ( خ ) - و بشود خشك ، همى بردش بادها . ( صو ) - و گرديد دروده خشك همىبرد آن را بادها . ( نا ) - فاصبح هشيما تذروه الرياح .
( 4 ) - مال و فرزندان . ( خ ) - خواسته و پسران . ( نا . صو )
( 5 ) - و آنچه بماند از نيكىها . ( صو ) - و باقيهاى نيكيها . ( خ ) - و الباقيات الصالحات .
( 6 ) - و عرض كرده آيند بر خداوند توصف صف . ( خ ) - و عرضه كنند ايشان را بر خداوند تو برده ايستاده . ( صو ) - و عرض كنندشان بر خداوند توصف كشيده . ( نا )
( 7 ) - كه نكنيم مر شما را وعدهگاهى . ( صو )
( 8 ) - و نهاده آمد لوح محفوظ ، و بينى كافران را ترسان . ( خ )
( 9 ) - ياواى ما . ( صو ) - ياواى بر ما . ( نا )