باز نداشتهاند « 1 » گناهى خرد و نه بزرگ كه نه برشمرده است ؟ و باز يابند هر چه كرده باشند حاضر و درست و راست نوشته ، و نكند هيچ ستم آفريدگار تو بر هيچ كس *
50 - و چون گفتيم فريشتگان را - كه اندر زمين بودند - :
سجدهء تحيّت كنند آدم را . سجده كردند همه مگر ابليس - كه مهترشان بود - ، از پريان ، بيرون شد از فرمان خداى خويش ، مىفرا گيريد او را و فرزندان او را جز از من « 2 » - كه خدايم - و ايشان مر شما را دشمن اند . بدست كافران را [ بدل ] « 3 » *
51 - نه كردم حاضر ايشان را كه آفريدم آسمانها و زمين و نه كه بيافريدم تنهاى ايشان را ، و نه گرفتهام و نگيرم بىراه كنندگان را پشتيبانوار « 4 » *
52 - و آن روز كه گوييم : بخوانيد و آواز دهيد « 5 » هنبازان مرا آن كسها را كه گفتيد و دعوى كرديد بخوانندشان نه گفتند هيچ پاسخ مر ايشان را ، و كرده باشيم ميان ايشان تواه شدنى « 6 » *
53 - و به بينند كافران و گناهكاران آتش دوزخ بىگمان بدانند كه ايشان در خواهند اوفتاد اندر آنجا ، و نياوند ازان دوزخ و از گشتن گاهى *
هامش
( 1 ) - كه نه دست باز دارد . ( نا ) - نگذارد . ( خ ) - لا يغادر .
( 2 ) - از بيرون من .
( خ ) - از فرود من . ( نا ) - بجز من . ( صو )
( 3 ) ( خ ) - اين بدل . ( صو ) - بدلى .
( نا ) - بدلا ، و در متن اين كلمه ترجمه نشده است .
( 4 ) - و نبودم گيرنده بىراهان را دست و عون . ( نا ) - و نيستم من گيرنده گمراه كنندگان را يار ، يعنى يارى ندهم ، و گفتند ازيشان يار نخواهم . ( صو )
( 5 ) - كه گويند آواز دهيد . ( نا ) - كه گويند بخوانيد . ( صو ) - آن روز گوييم آواز دهيد . ( خ ) - باختلاف قراءت « تقول » و « نقول » .
( 6 ) - بندى . ( خ ) - جاى هلاك . ( صو ) - حجابى . ( نا ) - موبقا .