و مرابطه ، در اخبار زيادى ، به مرابطه با امام يعنى ملازم امام بودن تفسير شده است با اختلاف اندك در لفظ « 1 » و صوفيان به امثال اين آيه بر گفتهء خودشان استشهاد كردهاند كه سالك بايد مجاهده كند در رياضات و ذكر و فكرى كه از صاحب اجازه در شريعت يا طريقت اخذ شده باشد به نحوى كه آينهء قلبش از غبار كثرات صاف گردد ، و در آن صورت شيخش تجلّى كند و از او غايب نشود . و اين اتّصال و تجلّى را مرابطه و حضور و فكر مىنامند ، و آن متجلّى را سكينه مىنامند . و مىگويند :
سالك مادام كه متّصل به ملكوت شيخش نشده باشد ، سالك به طريق است نه سالك به سوى خدا ، و آنگاه كه متّصل به ملكوت شيخش شد و اصل به طريق مىگردد و سالك الى اللّه ، بر طريق قرار مىگيرد .
و قبل از اين اتّصال عبادت او با سختى و زحمت و اكراه همراه است ولى بعد از وصول ، عبادت با لذّت و راحتى و از روى ميل انجام مىشود . و قول مولوى ( ره ) كه مىگويد :
جهد كن تا نور تو رخشان شود * تا سلوك و خدمتت آسان شود
اشارهاى به همين ظهور و تجلّى است .
و با تحقّق اين اتّصال همراهى با صادقين كه خدا به آن امر كرده است ، صدق مىكند در آنجا كه مىفرمايد :
كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
، و اين ظاهر همان وسيلهاى است كه خداوند امر به طلب آن كرده و فرموده است :
ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ
.
و در همين جا و به سبب همين معنى است كه زمين تبديل به غير از اين زمين مىشود و زمين با نور پروردگارش روشن مىشود ، و زمين گنجهايش را بيرون مىآورد ، و اخبارش را بيان مىكند ، و اسرارش را آشكار مىسازد . و اين ظاهر ، آن نورى است كه بين دستها و در طرف
هامش
( 1 ) عياشى : ج 1 ، ص 212 ، ح 180 .