است ، و نيز محبّت خالص و يارى و قرب خدا در اين مرتبه ظاهر مىشود .
اين مرحله امامت نيز ناميده مىشود زيرا او امام سالكين است . اسم اين مرحله فقر نيز مىباشد ، چون افتقار و احتياج ذاتى در اين هنگام ظاهر مىشود . . . و غير اينها از اوصاف كه برشمرديم . و مقام دوّم امامت ناميده مىشود ، چون عبد در اين مرحله نيز امام همه مردم واقع مىشود و امام براى نبوّت و رسالت نيز خواهد بود . اين مرحله را مقام تحديث و تكليم نيز ناميدهاند ، چون ملائكه در اين مرحله با بنده حديث مىكنند و سخن مىگويند بدون اينكه بنده ( آنها را در خواب يا بيدارى ببيند ) و اسم ديگر اين مقام ولايت است به همان علّتى كه در مقام اوّل ذكر شد ، و غير اينها از اسماء مانند صحو بعد از محو و بقاء بعد از فنا و بقاء باللّه .
مقام سوّم نبوّت ناميده مىشود چون عبد در اين مقام از جانب خدا آگاه و آگاهكننده است ، عبد در اين مرتبه صداى ملائكه را در خواب و بيدارى مىشنود ، و شخص او را در خواب مىبيند و در بيدارى نمىبيند ، و در اين مرتبه اخبار ملائكه و تلقّى علوم را بدون اخبار ملائكه وحى و الهام مىنامند نه تحديث و تكليم . براى اينكه فرق باشد بين اين مرحله و بين مرحلهء قبلى به اينكه در مرحلهء قبلى فقط تحديث و سخن گفتن بود ، بدون مشاهده ملائكهاى كه از جانب خدا سخن مىگويند .
مقام چهارم رسالت ناميده مىشود ، چون عبد در اين مرحله از طرف خدا بسوى خلق فرستاده مىشود ، و در اين مقام است كه عبد در حال بيدارى و خواب ملائكه را مىبيند و سخنانشان را مىشنود ، و آنچه را كه بخاطر آن بسوى خلق فرستاده شده شريعت و سنّت مىنامند .
از اينجا علّت آنچه كه در اخبار زيادى وارد شده است از فرق بين رسول و نبى و محدّث يا امام معلوم مىشود . بدين گونه كه رسول از
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 454
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٥٤