منافع اشخاص ) بر خلاف حقيقت رفتار كند گناه اين كار بر آنهاست كه عمل به خلاف وصيّت كنند و خداوند به هر چيز كه خلق گويند و كنند شنوا و داناست .
تفسير :
« فَمَنْ بَدَّلَهُ »
: يعنى نوشتن وصيّت را تبديل نمايد ، به اين نحو كه به آن عمل نكند و به پدر و مادر و خويشان وصيّت نكند . يا مقصود اين است : كسى كه وصيّت ثابت از جانب محتضر را تبديل كند ، خواه تبديلكننده وصىّ باشد يا وارث يا شهود يا حاكم . و مذكر بودن ضمير ، به اعتبار ( مصدر باب افعال ) « ايصاء » است ( به معنى وصيت كردن ) .
« بَعْدَ ما سَمِعَهُ »
: يعنى پس از آنكه فرض و حكم خدا را شنيد بنا بر تقدير اوّل ، يا وصيّت كردن را شنيد بنا بر دوم ، و تقييد به شنيدن ، اشاره به اين است كه اينجا نيز مانند ساير تكاليف قبل از علم به تكليف مؤاخذهاى نيست .
« فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ »
: گذاردن اسم ظاهر جاى ضمير براى اين است كه اشعار به علت حكم است و علاوه بر آن ، به وسيلهء تكرار ، زجر و نهى زيادى نيز حاصل مىشود و حصر در اينجا ، حصر قلب « 1 » ادّعايى فرضى است ، زيرا كه خداى تعالى ، بر طريقهء مخاطبههاى
هامش
( 1 ) حصر دو معنى دارد : الف ) به معنى قصر مصطلح كه نزد علماى بيان معروف است ، اعم از اينكه از نوع قصر صفت در موصوف باشد ، مانند « لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار » ، يا از نوع قصر موصوف در صفت ، مانند « ما محمّد الا رسول صلّى اللّه عليه و آله » ب ) قصر مصطلح ادّعايى يا قرضى و استثنا كه در اصطلاح به آن قصر نمىگويند ( اصول فقه ، ج 1 ، ص 126 ) . قصر به اعتبار حال مخاطب بر سه قسم است : قصر افراد ، قصر قلب ، قصر تعيين ، مثلا اگر بگوييم « الشّجاع على لا معاويه » ، اگر مخاطب معتقد به اشتراك على و معاويه در شجاعت باشد ، قصر افراد ناميده مىشود و اگر معتقد به عكس آن چيزى باشد كه گفتيم ، قصر ، قصر قلب است و اگر مردّد باشد و نداند كه كدام يك از آن دو