تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
قصاص زندگى است و آنها كسانىاند كه تشريح حكمها مخصوص آنهاست و در آفرينش اشياء ، آنها منظور نظراند . آنها هستند كه وجودشان مهم است و به آن اهميّت داده مىشود نه غير آنها .
« لَعَلَّكُمْ »
: شايد شما اى صاحبان عقل و خرد ،
« تَتَّقُونَ »
، پرهيزكار شويد . رجا يعنى اميدوار بودن ، از ياد قصاص ، يا از نهادن حيات در قصاص ، يا از ذكر حيات ، ناشى مىشود ، پس اگر دو معنى اول مقصود باشد ، معنى آيه اين است : كه خداوند براى شما قصاص را تشريح كرد ، يا حيات را در قصاص قرار داد ، تا شايد شما از كشتن بپرهيزيد ، يا از معاصى پرهيز كنيد ، يا متّصف به تقوى باشيد . اگر معنى سوم مراد باشد ، معنى آيه چنين است : خداوند براى بقاى شما قصاص را تشريح فرمود ، تا شايد از معاصى پرهيز كنيد و متّصف به تقوى باشيد . نسبت دادن رجا ( اميدوارى ) به خداوند ) ، درست نيست ، زيرا اميد تحقّق نمىپذيرد ، مگر از جاهل كه منتظر به دست آوردن چيزى است كه به آن رغبت داشته و از اختيارش خارج است ( اكنون اميدوار است به آن برسد ) و حق تعالى چنين نيست . پس اميدوارى از خداى تعالى به معنى علّت آوردن است و ممكن است به اين صورت تعبير شود كه خداوند تعالى نيز مانند پادشاهان و بزرگان سخن گفته باشد ، چه آنان وعده‌هايى را كه مىدانند ، با « ليت و لعلّ و عسى » تحقق پيدا خواهد كرد ، يعنى با « اگر » و « شايد » و « اميد است » ادا مىكنند ، تا كسانى كه به آنها وعده مىدهند ، اتّكا و اطمينان به وعده پيدا نكنند و بين خوف و رجا باقى بمانند . و يا اينكه خداوند تعالى ، حال بندگان را ملاحظه نموده و اينكه وضع بندگان ، رجا و طمع داشتن و اميد است ، پس اميدوارى به اعتبار حال مخاطب است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 355 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى