تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
« أَداءٌ »
، پرداخت خونبها ، « اليه » ، به كسى كه قصاص را عفو كرده ،
« بِإِحْسانٍ »
، با احسان و نيكى صورت پذيرد . يعنى زير پوشش نوعى از احسان قرار بگيرد . اين در حقيقت توصيه‌اى براى بخشنده است كه با رفق و مدارا و عدم تعدّى و عنف همراه باشد ، و توصيه‌اى است به جنايت‌كننده كه حيله و فريب و مسامحه و بخل و اكراه در كارش نباشد .
« ذلِكَ »
: يعنى اجازه در عفو و بخشش ، با انتقال به ديه يا بدون آن ، يعنى تخيير بين سه چيز ، عفو با ديه ، بدون ديه و قصاص ، زيرا جواز بخشش ديه به طريق اولى از گذشت بر قصاص استفاده مىشود ، و عفو از قصاص از قول خداى تعالى :
« فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ »
، تا آخر آيه استفاده مىشود . « تخفيف » : يعنى تخفيف در چيزى كه بر شما واجب كرديم و آن مؤاخذه كردن به جهت جنايت است .
« مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ »
: يعنى اين رحمت خداوند است كه بخشش را كه مستلزم بقاى نفوس است جائز دانسته و از سويى ولىّ مقتول و صاحب خون را تكليف به عفو بدون عوض نكرده است . نقل شده است « 1 » كه اهل تورات تنها حق قصاص يا بخشش داشتند ، و اهل انجيل حق بخشش و ديه داشتند ، و اين امت ، مخيّر بين سه چيز هستند ، و به روايت نسبت داده شده كه در شرع موسى قصاص بود ، و در شرع عيسى ديه ، پس دين سهل اسلام آمد و هر دو را تشريع نمود .
« فَمَنِ اعْتَدى »
: يعنى هر كس از صاحبان خون و جنايت‌كننده تجاوز از حدّ خودش بكند ،
« بَعْدَ ذلِكَ »
پس از آنكه حدّ آنها ياد شد از قصاص و عفو و ديه ،
« فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ »
پس براى او عذابى دردناك است ،
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 162 ، به نقل از عوالى .