برافراشتند ، عرض كردند : پروردگارا اين خدمت ما را قبول فرما ، تويى كه دعاى خلق را اجابت كنى و به اسرار همه دانا هستى .
تفسير :
« وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ »
: در حالى كه مىگفتند :
« رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا »
: پروردگارا بناى اين خانه را كه طبق امر و درخواست رضاى تو بود ، از ما قبول بفرما ، زيرا :
« إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ »
: تو بر دعاى ما شنوا
« الْعَلِيمُ »
و بر نيّت و اعمال ما عالم هستى .
از امام صادق ( ع ) ، روايت شده است « 1 » : وقتى اسماعيل بزرگ شد ، خداوند به ابراهيم امر كرد كه خانهء خدا را بنا نمايد ، پس ابراهيم گفت :
پروردگارا در كدام زمين ؟ فرمود : در زمينى كه در آنجا آن گنبد بر آدم نازل شده ، حرم را روشن نموده است .
ابراهيم ندانست كه خانه را در كجا بنا كند ، چون گنبدى كه خداوند بر آدم نازل كرده بود تا ايّام توفان پابرجا و استوار بود . وقتى كه دنيا غرق شد ، خداوند آن گنبد را به بالا برد و جاى آن مانده بود و غرق نشد و از همين جهت ، بيت عتيق ناميده شده ، چون آنجا از غرق شدن آزاد گشته است . پس خداوند جبرئيل را فرستاد و جاى بيت را به او نشان داد و خداوند پايههايش را از بهشت فرستاد و هنگامى كه سنگ را خداوند بر آدم فرستاد ، از يخ سفيدتر بود ، ولى چون دست كفّار آن را مس كرد ، سياه شد .
پس ابراهيم خانه را بنا نمود و اسماعيل سنگ را از ( ذى طوى ) « 2 »
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 171 .
( 2 ) « ذى طوى » با رفع و نصب و كسر طاء و گاهى با تنوين خوانده مىشود ، جايى است