فرزند او باشد ، زيرا كه نسبت فرزند به پدر ، نسبت مملوكيّت نيست ، در حالى كه خدا مالك همه چيز است .
« كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ »
: قنوت عبارت از دعا و طاعت و تواضع است و اين شأن بندگان است كه فرمانبردار و مطيع باشند ، نه اولاد كه وقتى بالغ شوند ، همانند و همسان و شبيه پدرانشان مىشوند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 117 ]
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 117 )
ترجمه :
( 2 / 117 )
پديدآورنده و ابداعكنندهء آسمانها و زمين است ، چون او چيزى را بخواهد ( و مقدّر كند فقط ) به آن مىگويد باش و مىشود .
تفسير :
« بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
: يعنى ايجادكنندهء آسمانها و زمين است ، بدون الگو و نمونهء قبلى و بدون ماده و زمان و آلت و اسباب . « بدع » ( مثل « منع » ) و ابدع و ابتدع ، يعنى بدون نمونه و الگو و تهيه اسباب آفريده شده است .
« وَ إِذا قَضى أَمْراً »
: عطف بر جملهء
« سُبْحانَهُ »
، يا
« لَهُ ما فِي السَّماواتِ »
، يا
« كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ »
، يا
« بَدِيعُ السَّماواتِ »
است ، يعنى بلكه وقتى خدا بخواهد امرى انجام يابد . . .
« فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
: به آن مىگويد محقّق شو ، وجود پيدا كن . وجود پيدا مىكند . چه شأن خداوند ، مانند اشخاص و ممكنات ناقص نيست كه در توليد محتاج به زوج و حركات و جدا شدن از مادّه و سپرى شدن مدّت باشد . همچنين ، شأن اشخاص كه ناقص در افعال هستند و نياز به الگو و ماده و مدت و آلات و اسباب در فعلشان دارند ، اين نيست كه بتوانند يكباره چيزى بيافرينند .
اين عبارت ، در كتاب و سنّت زياد وارد شده و با لفظ اراده و مشيّت