يا باطل را اختيار كند ، دوست دارد كه مردم همه بر سيرهء او باشند و اين امرى است كه فطرت انسان ، بلكه فطرت هر چيزى از ملايكه و جنّ و شياطين و عناصر و مواليد ( نبات و حيوان و انسان ) بر آن سرشته شده است . پس اگر انسان در جهنّم نفس و حسد از لشگريان آن ايستاد و از آن جدا نشد حسد او نيز باعث همين امر مىشود و اگر از ارباب قلوب باشد ، رحمت او موجب اين امر مىشود ، بنابراين ، قول خداى تعالى « حسدا » را كه مفعول له يا حال است ، به آن اضافه نمود تا علّت را كه حسد است نمايان كند .
« مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ »
: يعنى اين امر را از جهت حسدشان و اقتضاى فطرتشان ، بنا بر اينكه ظرف متعلّق به قول خداى تعالى « ودّ » باشد ، يا اينكه معنى آن اين است كه اين امر را دوست داشتند به جهت حسدى كه از نفسهاى خبيث آنها حاصل شده است ، بىآنكه به سبب ديگرى نياز داشته باشد ، و اين معنى وقتى است كه اين جمله ظرف مستقرّ و صفت « حسد » باشد .
« مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ »
: با دلايلى كه از كتب و اخبار آنها معلوم است و با معجزههايى كه از محمّد صلّى اللّه عليه و آله براى آنها مشهود گشته است .
« فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا »
: پس ببخشيد و درگذريد « فاء » سببيّه است ، گويا گفته است كه اين كار موجب شده تا به عفو و گذشت امر شود ، و گويا اين عفو و گذشت ، جزا باشد و يا اينكه در حقيقت جزاى شرط مقدّر باشد ، كه تقدير آن چنين است ، اگر اين كار را كردند ، پس ببخشيد و درگذريد .
عفو ، عبارت از ترك انتقام از جنايتكننده است و صفت پاك كردن قلب از كينهء او است ، گويا كه آن دو لفظ ، مانند لفظ فقرا و مساكين هستند ، كه هرگاه جدا ياد شوند ، رواست كه هر دو معنى از هر كدام اراده شود و هرگاه با هم جمع شوند ، از هر كدام همان معنى خودش مقصود باشد و