يك شخص باشد ، يا در دو شخص .
« وَلِيٍّ »
آن مدّعى است كه به وسيلهء جذب آنچه براى مولّى عليه ( شخصى كه تحت ولايت است ) مفيد است ، او را تربيت كند .
« نَصِيرٍ »
كسى است كه آنچه را به ضرر او است ، دفع مىكند » .
به عبارت ديگر ، مىتوان گفت « ولىّ » كسى است كه داخل در ملك انسان باشد و « نصير » كسى است كه خارج و حامى او باشد .
قوّه شهوت و قوّهاى كه موجب حبّ خداست ، در داخل انسان ، مانند « ولىّ » است و قوه غضب و قوهاى كه موجب خشم در راه خداست ، مانند « نصير » است . هر رسولى با ولايتى كه دارد ، « ولىّ » امّتش و با رسالتى كه دارد ، « نصير » او است . حال اوصيا نيز ، اين چنين بود ، زيرا كه آنان به سبب ولايتشان ، اوليا و به سبب خلافتشان ، انصار بودند و هر رسولى در زمان خودش ، ولىّ و جانشينش نصير بود ، زيرا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زمان خودش مربّى و جانشينش حامى امّت است . پس محمّد صلّى اللّه عليه و آله در زمان حياتش امام ناطق ، بشير ، ولىّ ، هادى ، مربّى و رحيم بود و على ( ع ) ، امام صامت ( خاموش ) بيمدهنده ، يارىكننده ، حمايتكننده و كشنده بود . از اين رو ، حضرت محمّد فرمود : من و على دو پدر اين امت هستيم « 1 » . و نيز قول رسول خداست كه فرمود : من بيمدهنده هستم و على هدايتكننده « 2 » . اشاره به مقام رسالت وى و ولايت على ( ع ) دارد .
پس
« إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ »
« 3 » ، به اعتبار شأن رسالت و
« لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ »
« 4 » ، به اعتبار شأن ولايت است .
و چون تعدّد عنوان ، مقتضى تعدّد مظهر است ، دعوت غالبا به
هامش
( 1 ) بحار ، ج 23 ، ص 2 .
( 2 ) عيون اخبار الرّضا ، ج 2 ، ح 29 ، ص 85 .
( 3 ) سورهء رعد ، آيه 8 .
( 4 ) سورهء رعد ، آيه 8 .