تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
محفوظاند « 1 » . اما وجه درست آن اين است كه بگوييم ، مراد از دو فرشته ( دو ملك ) دو قوّهء علّامه ( نيروى علم ) و عمّاله ( نيروى عمل ) است ، كه خداوند آنان را از عالم ارواح فروفرستاد ، هر آنچه در بشر بود ، اعمّ از طبيعتهاى متضادّ و شهوتهاى گوناگون و افكار و عقايد متناقض ، در وجود آنان قرار داد ، پس آنها را به زن خوشبوى زينت شده‌اى كه همان نفس انسانى باشد ، كه در اخبار و روايات به زن تعبير شده ، مورد آزمايش قرار داد . و نفس آن دو قوّه را به پيروى از خود دعوت كرد ، از اين رو ، آن دو قوّه ( عامله و عالمه ) مفتون شهوتها و لذّتهاى نفس شدند و بهره‌يابى از اين دو ، جز با نوشيدن شراب غفلت و سجده در برابر بت هوا و هوس و كشتن آن ملك ، امكان نداشت . در حالى كه خدا آن ملك را براى اين فرستاده بود تا آنان را از پيروى نفس در آغاز كار باز دارد ، ولى چون آنان مىخواستند تا با نفس درآميزند و خواسته‌هاى نفس در آنان محكم و پابرجا شود ، توانايى آن فرشته مانع ( ملك زاجر ) از بين رفت . زيرا آن دو ، بر فرشته غالب شده بودند ، لذا چون گدايى نالان درآمد . زمانى كه بهره‌يابى از آن زن ( نفس ) با وجود آن سائل بر ايشان ممكن نشد ، او را بنا به فرمان زن ( نفس ) كشتند ( نداى وجدان را طبق درخواست نفس اماره در درون كشتند تا احساس گناه نكنند و دچار ملامت وجدان نشوند ) ، سپس ، جهت رسيدن به شهوات خويش ، راههاى پنهانى وضع نمودند تا به آن طريق در طبيعت تصرّف كنند ، يعنى با استمداد از ارواح خبيثه ( روانهاى ناپاك ) ، خواستند تا به خواهشهاى خويش برسند و از اين جهت ، خوى آنها سحر ناميده شد . آنگاه ، زن ( نفس ) از آن دو فرشته ( دو
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 148 و ترجمه آن ، ج 1 ، ص 284 و تفسير صافى ، ج 1 ، ص 155 .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 176 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى