نازل فرمود ، يا آنچه بر ساير انبيا از كتاب آسمانى و وحى الهى فروفرستاد ؛ ايمان بياوريد صريحا تكذيب مىكنند .
« قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ يَكْفُرُونَ بِما وَراءَهُ »
: مىگويند : به آنچه بر ما نازل شده است ، يعنى به تورات ايمان مىآوريم ( به غير آن كافر مىشويم ) ، در حالى كه اگر به تورات ايمان داشتند ، به قرآن كفر نورزيده ساير كتب الهى را انكار نمىكردند . چه محقّقا در تورات ، حقّانيت قرآن و ساير كتابهاى آسمانى به اثبات رسيده است .
« وَ هُوَ الْحَقُّ »
: و آن ( يعنى قرآن ) حقّ است چه قرآن ناسخ تورات و ديگر كتابهاى آسمانى است و پس از نسخ آنها ، ديگر حقّى جز آن وجود ندارد .
« مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ »
: و قرآن ، آنچه را در تورات ، آمده است ، تصديق مىكند .
« قُلْ »
بگو ( براى اينكه بفهميد ادّعاى شما بيهوده و باطل است و به خود تورات هم ايمان نداريد ) به خود تورات مراجعه كنيد ، اگر راست مىگوييد و به آن گرويدهايد ، تا ببينيد كه در آن بزرگداشت مقام پيامبران و حرام بودن كشتن آنها تأكيد شده است .
« فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّهِ »
: پس چرا پيامبران خدا را مىكشيد ؟
در اين خطاب ، عمل زشت گذشتگان يهود را به افراد حاضر نسبت داده ، و لفظ مستقبل آورده است و آن را با ماضى قيد زده تا بفهماند كه افراد حاضر همجنس گذشتگاناند و كشتن پيامبران از خصوصيّات آنان است چه قادر به اجراى آن باشند يا نباشند .
« مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ »
: اگر ايمان به تورات داشتهايد ؟ در حالى كه مخالفت با دستور تورات ، خود دليل عدم ايمان شما به آن است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 92 ]
وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ ( 92 )