حسد و كينه . از اينكه خداوند ، از فضل خود ، بر هر يك از بندگانش كه خواهد فرومىفرستد ، حسد بردند و خشم ديگرى بر خشم خدا افزودند و براى كافران ، عذاب خوار كنندهاى است .
تفسير :
« بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ »
: چه بد و ناچيز است آنچه را كه نفوس خود را به بهاى آن فروختند .
« ما » نكرهء موصوفه است و تميز فاعل مستتر است و « اشتروا » صفت آن است .
در واقع ، تقدير جمله اين است كه : « بئس هو شيئا اشتروا به انفسهم » چه بد چيزى بوده است ، آنچه خود را به آن فروختند .
مىتوان گفت لفظ « ما » ، موصول و معرفهء ناقصه و فاعل بئس ، است و « اشتروا » صلهء آن است .
و اينكه « ما » نكرهء تامّه ، يا معرفهء تامّه باشد ، و « اشتروا » جملهء مستأنفه ، جدّا بعيد است .
« شرى » در خريدوفروش ، هر دو به كار مىرود و مقتضاى قاعده آن است كه لفظ « اشتراء » در هر دو مورد به كار رود ، امّا در اغلب موارد ، كاربرد آن مقابل بيع ( فروختن ) است .
اگر در اينجا منظور از آن فروختن باشد ، اشكالى نيست . چه فروش آنان اين بوده است كه خويشتن خود را در برابر كفر فروخته و شيطان را خريدهاند .
اين عبارت ، درست نقطهء مقابل آن است كه بگوييم : آنان خويشتن را به بهشت فروختهاند و خدا خريدار آنان و مالهايشان بوده است و در مقابل ، بهشت را به آنان پرداخته است .
اگر « اشتروا » به معنى خريدن به كار رود ، به آن معنى است كه آنها انانيّت و خودخواهى را كه در واقع يك حقّ شيطانى است ، خريده در