امرى اضافى و اعتبارى است كه با اختلاف اشخاص و احوال و مقامها ، اختلاف پيدا مىكند . چه راست گفتن زيباست اگر در آن عيب و بدى نباشد ، و گرنه آن راستى ، زشت و آن دروغ ، زيباست . گفتوگو با كودكان از آن وجه زيباست كه با مقتضيات آن طفل ، مناسبت پيدا كند و از آنچه موجب زيان وى است بازش دارد . به همين نسبت است گفتارى كه مربوط به بازرگان و كشاورز و ساير صاحبان حرفههاست كه حسن آن در همان راه و روش است كه با حرفه و مذاق و انسانيت ايشان سازگار بوده ، مناسب مقام و درجهاى كه در آن قرار دارند ، باشد . و خطابى كه به صاحبان صنعتهاى علمى مىشود ، زيبايى و نيكويى آن وقتى است كه مناسب آن صنعت باشد . همچنين است حال صاحبان حكومت و منصبها ، كه گفتار بايد مناسب درجهء آنان باشد تا نيكو و زيبا جلوهگر شود .
دربارهء سالك منجذب كه از فوت سلوك خود بيمناك است ، گفتار خوب بايد در زمينهء چيزى باشد كه اشتغالش را در سلوك تقويت كند و سالكى كه در مقامى متوقف شده است ، كلام خوب براى او آن است كه وى را به جذب و انجذاب برانگيزد .
اگر كودكان را چنان مورد خطاب قرار دهيم كه عقلا را قرار مىدهيم ، و جاهلان را چون علما و پنبهزن را چون آهنگر ، يا بر عكس خطاب كنيم ، زشت است .
از حضرت صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود :
به تمام مردمان ، چه مؤمنان و چه مخاصمان ايشان ، سخن خوش بگوييد و اما با مؤمنان گشادهرو و مژدهدهنده باشيد و با مخالفان با مدارا سخن گوييد ، تا آنها به ايمان جذب شوند . اگر از ايمان آوردن آنان
هامش
اجتماع و در دو مورد افتراق داشته باشد .