تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
الهى ، با او بيعت كرده‌اند و همهء آنهايى كه از جهت اين نسبت با او متناسب باشند ، نسبت به هم برادرند . 3 . سبب وجود مرتبهء قلب ، جبرئيل عقل و مريم نفس است كه به اسلام گشوده شده است . كه جبرئيل عقل در گريبان مريم نفس دميده است و عيساى قلب منعقد شده ، در همان ساعت زاده مىشود و سخن گفتن آغاز مىكند .
« نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا »
: كودكى در گهواره سخن مىگويد . اينكه گفتيم ، بر حسب تكوين است . ولى بر حسب تكليف ، والدين مرتبهء قلب ، آن دو كس هستند كه با شخص آنان بيعت خاصّه ولوى مىنمايد . و هر كسى كه از جهت اين نسبت مناسب انسان باشد ، برادر او است . همچنين ، در مراتب ديگر نيز اين نسبت و پيوند برقرار است و نسبت هر كدام در مقايسه با بالاتر آن ، مانند نسبت جسم به روح است و ناپيوستگى روحانى ، مانند ناپيوستگى جسمانى است كه نه نسبتى و نه حكمى در بين است و گاهى نسبت فاسد اعتبار گشته ، و پدرى ، به حسب اصل نسبت به آن اطلاق مىشود ( نه به دليل درستى نسبت ) . چنان كه در فرمودهء خداى تعالى ، اين نسبت اعتبار شده است كه :
« وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ »
« 1 » و اگر پدر و مادر بكوشند كه به من شرك آوريد ، از آنچه تو را به آن علمى نيست ، از آنان پيروى مكن . در اينجا ، آن پدر و مادرى كه كوشنده به شرك هستند ، به شيطان و نفس تفسير شده‌اند . بنا بر طريقهء استخدام در ضمير « جاهداك » و چون اطلاق پدرى و فرزندى به اعتبار اين نسبت است ، پس هر اندازه كه نسبت
هامش
( 1 ) سورهء عنكبوت ، آيهء 7 .