پيامبرانشان ضمن بيعت عامّه يا خاصّه ، پيمانى بستيم ، اين مطلب گذشت كه هرجا عهد و عقد و ميثاق ياد شده ، منظور ، آن عهد و پيمانى است كه ضمن بيعت حاصل شده باشد .
« لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ »
: امثال اين گونه عبارات ، بعد از ذكر ميثاق و پيمان ، بر سه وجه مىآيد :
اوّل ) آنكه به صورت اخبار به طور مثبت يا منفى باشد .
دوّم ) به صورت انشا ، به شكل امر يا نهى ياد شود .
سوّم ) فعل در دنبالهء لفظ « ان » و « قد » بيايد .
در مورد
« لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ »
، هر سه وجه خوانده شده اگر به صورت اخبار باشد ، يا اين است كه به معنى انشاست و لفظ قول در تقدير است ، يعنى از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم ، در حالى كه به آنها مىگفتيم جز خدا را عبادت نكنيد .
اين وجه را عبارات ( قولوا ، و اقيموا و آتوا ) ، كه به آن عطف شده است ، تأييد مىكند . يا به صورت اخبار ، يا به معنى اخبار ، در آن صورت ، به تقدير ( ان مصدرى ) است و معنى آن اين است : از آنان پيمان گرفتيم « ان لا يعبدوا ، يا لان لا يعبدوا » بر اينكه نپرستيد ( جز خدا را ) . وجه ديگر آن است كه بدل براى ميثاق باشد .
اگر « لا يعبدون » به صورت فعل غايب باشد ، هيچ ايرادى ندارد ، و اما اگر به صورت مخاطب با تاء خوانده شود ، بايد گفت كه بنا بر حكايت داستان گذشته است بدون تغيير ، يا معنى اخبار و جمله حاليّه است .
يعنى از آنها پيمان گرفتيم ، در حالى كه آنها جز خدا را عبادت نمىكردند ، يا در حالى كه ما به آنها مىگفتيم جز خدا را عبادت نمىكنيد و به پدر و مادر احسان مىكنيد .