جاهلين باشم .
معلوم مىشود كه استهزا از صفات نادانان است . و نسبت دادن امرى به خدا كه لايق مقام او نيست و نبايد به او نسبت داد ، از اوصاف عاقل نيست .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 68 ]
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ ( 68 )
ترجمه :
( 2 / 68 )
قوم موسى گفتند : از خدا بخواه تا براى ما معين فرمايد كه آن گاو چگونه است .
موسى گفت : خدا مىفرمايد گاوى است نه پير از كار افتاده و نه جوان كار نكرده ، بلكه بين اين دو است . پس اكنون به آنچه مأمور هستيد ، عمل كنيد .
تفسير :
« قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ »
: گفتند ، از خدا بخواه كه چگونگى آن را بر ما روشن كند .
منظور از كلمهء « ما هى » پرسش از وصف است ، زيرا لفظ « ما هو » و « ما هى » ، همانطور كه براى پرسش از حقيقت و ماهيت چيزى است ، براى پرسش از اوصاف و مميزههاى عرضى نيز به كار برده مىشود .
« قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ »
: گفت : آن گاو پيرى نيست .
« فارض » را از جهت غلبه جنبهء اسمى بودن آن مذكّر آورده است و به آن « تاء تأنيث » اضافه نشده است .
« وَ لا بِكْرٌ »
: كوچك و خردسال نيست .
« عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ »
: بين پير و جوان است .
« فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ »
: پس ، آنچنانكه به شما امر شده است ، انجام دهيد و زياد در مورد آن پرسش نكنيد كه بر شما سختتر شود .