يعنى تو تير نينداختى وقتى كه انداختى ، اين خداى بود كه تير انداخت .
تفسير ربّ نيز ( چنان كه ذكر شد ) صحيح است ، زيرا « ربّ » در لغت به معنى مربّى و در قرآن نيز به غير خدا اطلاق شده است ؛ چنان كه : در سورهء يوسف از قول يوسف ( ع ) آمده است : «
اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ
» « 1 » مرا نزد ربّ خود ؛ يعنى ، مربّى خودت ياد كن .
و كلمهء « ربّ الارباب » نيز دليل بر درست بودن اطلاق « ربّ » بر غير خداى تعالى به عنوان ربّ مضاف مىباشد . و اينكه خداى تعالى « ربّ الارباب » است .
نه تنها شيعه ، بلكه اهل سنّت و جميع محقّقان آنها نيز به اين امر « فضائل ائمه هدى » اعتراف كرده ، اخبار بسيارى در كتابهاى خود دراينباره آوردهاند . چنان كه : سيّد على همدانى شافعى در كتاب « مودّة القربى » خود در مودّت سوّم مىگويد : پيامبر ( ص ) در جمع صحابه فرمود :
« على را جز مؤمن دوست ندارد و جز كافر دشمن ندارد » .
و در آن كتاب از امّالمؤمنين عايشه ، نقل شده است كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : خداى تعالى با من عهد بست كه هر كس بر على خروج كند او كافر است و در آتش جاى دارد .
در كتاب ينابيع المودهء ، شيخ سليمان بلخى حنفى در باب پنجاه و نهم به نقل از « الصواعق المحرقة » آمده است كه دارقطنى در افراد از ابن عبّاس نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) گفت : على دروازهاى است هر كس داخل آن شد مؤمن است و هر كه از آن خارج شد كافر است . نسبت غلوّ به مؤلّف جليل مانند متقدمين از قمىها است كه هر كس را كه اعتراف به
هامش
( 1 ) انفال - 17