آخوند ملّا محمد كاشانى و شيخ زين العابدين مازندرانى و اولاد او و ديگران كه خدا همهء آنان را بيامرزاد - همه به فضل و نبوغ او اعتراف داشتند . هر يك از دوستان و مخالفان كه در محضر وى حاضر شده از موافق و مخالف نتوانسته است منكر فضل و دانش و تقواى او شود ، حتّى دشمنانش نيز نتوانستهاند انكار كنند و ساير تأليفات آن جناب ، خود گواه بر اين امر است زيرا تأليفات او منحصر به اين تفسير نبوده ، بلكه او داراى تأليفات بسيارى به فارسى و عربى - است . بر اسفار ، حواشى نوشته ، تحقيقاتى هم بر آن ارائه داده است ضمنا در علوم ادبى و . . .
تحقيقاتى دارد . همهء اينها ، گواه نبوغ و قوّهء خلاقهء اوست - ثالثا اگر اين شخص فاضل ( صاحب الذّريعه ) اهل تحقيق بود در تاريخ وفات مؤلّف اشتباه نمىنمود و به تقريب از آن ياد نمىكرد بلكه بر او لازم بود كه تحقيق نمايد تا تاريخ قطعى وفات آن جناب را تحقيق نمايد تا در اشتباه نيفتد . البته ، خود او ، در مجلّد چهارم - الذريعه وقتى كه از كتاب تبنيه النائمين كه يكى از مؤلّفات صاحب تفسير است : نام مىبرد به اشتباه خود اقرار مىكند و اين خود دليل است بر اين كه او ، دربارهء اين تفسير از حدّ انصاف بيرون شده ، و در اين كلام طولانى كه ذكر كرديم ظاهرى متين و محكم و باطنى پر از غرض و دشمنى و كينهورزى ارائه نموده است و حسّ بغض و كينه بر او غالب شده است . درحالىكه شايسته نيست كه يك محقّق تحت تأثير احساسات حب و بغض قرار گيرد ، مخصوصا اگر شايع شدن امثال اين مطالب از يك يا دو شخصى كه به غرض شخصى و هواهاى نفسانى معروف هستند ، انجام شود . چه مغرض اگر چه با لباس اهل علم هم باشد ، در عين حال افتراء او بر مسلمانان سبب فسق و عدم پذيرش گفتهء آن شخص مىگردد .
رابعا : بهتر بود به « طرائق الحقائق » كه تأليف حاج ميرزا معصوم
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٧٨