تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
اثبات و اذعان به صدق نسبت تفسير به كسى كه مشهور است كه اين مطالب از آن اوست مىشود و اللّه العالم . ( پايان سخن الذريعه ) اين سخن نيز گرچه به ظاهر يك كار تحقيقى پنداشته مىشود ليكن نزد محقّق با انصاف از آميختگى با غرض خالى نيست و از تحقيق دور است . براى اينكه محقّق در هر امر ، به ويژه در امورى كه در آن احتمال تهمت و آميختگى به افتراء وجود دارد ، به نقل قول از يك شخص اكتفا نمىكند گرچه آن شخص عادل فرض شود . بلكه بايد به كوشش و پژوهش پردازد و از جستجو دست بر ندارد تا دليل قطعى برايش حاصل گردد . بر اين عالم جليل لازم بوده كه تفسير منسوب به مهائمى را مطالعه كند و به نقل قول اكتفا ننمايد و كلمات و تحقيقات را با هم تطبيق كند كه شك از او زائل شود ، زيرا در خبر ، احتمال صدق و كذب وجود دارد . نسبت خلاف دادن به مؤمن به نقل خبر از يك فرد ، خلاف است و مصداق آيهء شريفه است كه مىفرمايد :
إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
« 1 » ( اگر فاسقى خبرى براى شما آورد ؛ تحقيق كنيد تا حقيقت آن آشكار شود ) . ثانيا شايسته بود كه مؤلّف الذّريعه ، براى تكميل تحقيق ، از علماء و فضلاى منصف معاصر ايشان كه نويسندهء تفسير را مىشناختند و او را ديده بودند ، درباره مؤلّف پرسش مىكرد تا درجهء فضل و دانش او برايش آشكار شود ؛ چه بسيارى از بزرگان علماى زمان مؤلّف ، مانند : آيت‌الله شيرازى و حاج ملّا على سمنانى و حاج ميرزا حسين سبزوارى و
هامش
( 1 ) انفال - 17