تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
داده‌اند كه تفسير از سلطان على شاه نمىباشد . اين مسئله از جانب كسى كه مدّعى علم و روحانيت باشد ، بسيار شگفت‌انگيز است . ما مىگوئيم : او اصلا ، جهت تحصيل علم به اصفهان مسافرت نكرد و همان‌طور كه گفتيم نخست در گناباد ، سپس در مشهد و سبزوار و نجف اشرف به تحصيل پرداخت رفتن ايشان به اصفهان فقط جهت اخذ آداب طريقت و زيارت حاج محمّد كاظم سعادت على شاه ، و وجههء همّت او ، بهره‌يابى از محضر آن جناب بوده است - نه تحصيل علوم ظاهرى شرعى ، و نه مشاهدهء كتابخانه‌ها - علاوه بر اين ، رونويسى اين تفسير مستلزم آنست كه وى مدّت مديدى به آن كار اشتغال ورزيده باشد كه لا اقل يك سال طول مىكشد تا آن را رونويسى نمايد ؛ ( درحالىكه او مدّت كمى در اصفهان ماند ) . بعلاوه او ، قبل از اين سفر به فضل و تبحّر در علوم عقلى و نقلى ، در تهران و ديگر شهرها معروف و مشهور بوده است . چنان كه آن را در كتاب « نابغهء علم و عرفان در قرن چهار دهم » بطور مشروح آورده‌ام . ثانيا : اگر اين تفسير از مؤلّف ديگر باشد كه قبل از او بوده بايد در تذكره‌ها و شرح احوال متقدّمين آمده باشد . چگونه ممكن است ، تأليف چنين تفسيرى نزد كليّهء بزرگان و علما و رجال ناشناخته باشد و فقط يك طلبهء غير معروف و ناآگاه به آن اطّلاع يابد . اين نسبت ، جز تهمت و افتراء نيست . هيچ مسلمانى را نسزد كه چنين تهمت و افترائى بزند چه رسد به مؤمن ، كه گرد اين افترائات بگردد ! يكى از فضلا با ستايشى كه مقصودش نكوهش و ذمّ بود « از قبيل ذمّ شبيه مدح » به من گفت : آن تفسير كامل فلسفى عرفانى است كه نكات