مىباشد ، چه بين عقيدهء صوفيّه و شيخيّه با بابيّه مباينت و اختلاف بسيار وجود دارد ؛ زيرا صوفيّه و شيخيّه در تشيّع تعصّب دارند در حالى كه بابيه منكر اسلام و قائل به نسخ آن و ظهور دين جديد مىباشند .
امّا اين فقيه - كه خدايش بيامرزد - از مؤلّف تفسير ، بدگوئى نموده ؛ عبارتى توهينآميز بدين مضمون آورده است :
« از بعضى افراد مطمئن شنيدم كه اين تفسير از او نيست ، بلكه از صوفى بدعتگذار ديگرى مىباشد كه پيش از او بوده است و او نسخهء خطّى قديمى را يافته ، به نام خود منتشر نموده است ؛ در حالى كه مضامين آن را درك نكرده است . » حتى مؤلّف كتاب مذكور ( شيخ محمّد باقر ) اسم تفسير را تحريف نموده ؛ آن را « بيان الشقاوة » ناميده است . لكن حقيقت اين نامگذارى را نفهميده است و به اين مسئله شعور و آگاهى نداشته ؛ در ژرفاى معناى اين حرف فرونرفته است . اگر بر فرض ، اين تفسير ، از مؤلّف جليل ( حاج ملّا سلطان محمّد ) نباشد يا اصلا باطل هم باشد ، لكن بالاخره بيان قرآن است . اگر او ، با قصد و شعور اين كلمه را آورده باشد ؛ در حقيقت به قرآن اهانت ورزيده ، دشنام داده است ؛ كه اين كفر مىباشد ، ليكن فقيه مذكور اين لفظ را بدون توجّه به معنى آن آورده است .
و آنگاه كه كتاب « اطفاء المكايد و اصلاح المفاسد » چاپ و منتشر شد ؛ يكى از دشمنان مؤلّف تفسير ( از اهالى گناباد ) كه يكى از نسخههاى آن را ديده بود بر فقيه مذكور اعتراض كرد و گفت : ما خودمان به چشم خود ديديم كه خودش « سلطان محمّد » اين تفسير را تأليف نمود و خود ديديم كه شخصا مشغول به نوشتن جزوات اين تفسير بود . و به موقع نوشتن ، بعضى از آن را بر حاضرين مىخواند .
افتراء و دروغ اين فقيه در حقيقت ساير ايرادات وارد بر مفسّر را كه
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٧٢