درويشان را در احكام فرعى به رسالههاى مراجع تقليد احاله داده است .
با وجود اين در مواردى اندك دربارهء بعضى از احكام ، در اين تفسير ، رأى خويش را ابراز داشته است . و اين اظهار رأى اگر چه فتوا تلقّى نمىشود ليكن نظر او را مىرساند ، و در حكم فتوى است ، از جملهء آنها مىتوان به موارد زير اشاره كرد :
1 - در تفسير آيهء شريفه
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ
« 1 » پس از استدلال بر حرمت شراب دلايل محكمى بر حرمت استعمال دخانيات افيونى آورده ، و به حرمت آن فتوا ، داده و مصرفكنندهء افيون را لعن كرده است .
2 - دربارهء اهل كتاب ؛ نظر او اين است كه آنها پاك هستند و قول به نجاست عرضى را ترجيح مىدهد كه آن هم نتيجهء مزاولت و ممارست با شراب و خوك مىباشد ، و اين فتوا در ذيل
وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ
« 2 » ( غذاى اهل كتاب حلال است ؛ ) آمده است .
3 - جواز ازدواج با زنان اهل كتاب را ، تنها در مورد عقد تمتّع و موقّت مىداند و در مورد عقد دائم جائز نمىداند و اين معنى از مفهوم فحواى كلام وى در تفسير آيهء مباركهء :
إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ . . .
« 3 » ( چون مزدهايشان را داديد ) ، معلوم مىگردد .
4 - به نظر وى عقد انقطاعى صغيره كه قابل تمتّع نباشد ، موجب محرميّت مادر صغيره نمىشود ، مگر اينكه دورانى از بلوغ كه قابل تمتّع باشد ، بدان اضافه گردد . مفسّر ، اين مطلب را در آخر جزء چهارم ، ذيل
هامش
( 1 ) بقره - 219
( 2 ) مائده - 5
( 3 ) مائده - 5