معنى را عبادت كند و اسماء را بر معنى واقع سازد با صفاتى كه خداى تعالى خودش ؛ اسماء را به آن صفات موصوف نموده است موحّد است .
اين اخبار نظر به اسماء عينى يا موهومات ذهنى داشته ؛ و به اين دو اعتبار اشاره مىكند . و قول خداى تعالى
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
« 1 » اين جز نامهايى كه شما و پدرانتان بر آن نهادهايد ؛ نيست . و خدا ، به اين نامها هيچ حجت و دليلى قرار نداده است . اشاره به همين دو اعتبار است . يعنى آنچه شما به عنوان معبود يا مورد اطاعت پذيرفتهايد ؛ جز نامهايى نيستند و سزاوار نيست كه بر آنها نظر كنيد ؛ و حكمى جارى سازيد . شما و پدرانتان چيزهايى را كه مسمّى نيستند ؛ به عنوان مسمّى و حقيقت گرفته ؛ و مورد توجه قرار دادهايد و به معبود بودن و مورد اطاعت واقع شدن آنها حكم كردهايد .
خداوند ، در اين ارزش دادن بىمورد هيچ حجت و دليلى قرار نداده است .
آموزش و تعليم ، عبارت است از علم دادن به او چه به نحو آماده كردن و تسبيب باشد مانند تعليم بشرى و چه به نحو افاضه باشد ؛ مانند تعليم خداى تعالى ، و علم به چيزى ، ظهور خود آن چيز بر صفحهء نفس است مانند : علم حضورى ، يا صورت آن در نفس ، يا در عالم مثال ، و يا در ربّ النوع بنا بر اختلافى كه در تعريف علم نمودهاند . مانند : علم حصولى حال چه اين علم نتيجهء شعور بسيط و ساده باشد يا حاصل شعور مركب .
پس معنى «
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
» اين است كه خداى تبارك و تعالى علم موجودات و صورت كلى و نمونهء آنها را از جهت اينكه اسماء
هامش
( 1 ) سورهء نجم آيهء 23 .