تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
بلكه اضافه و نسبتى است بين عالم و معلوم . بعضى محققين گفته‌اند : علم حصولى مشاهدهء عالم است ، صورت معلوم را از دور در عالم مثال يا مشاهدهء ربّ النوع معلوم از دور است . پس روى اين جهات اسميت در اينجا نيز از ضعيف‌ترين اسم‌ها مىباشد بنا بر اين فقط يك قسم باقى مىماند كه كامل در اسميّت باشد و آن موجود عينى است كه براى هر كس قابل درك بوده ؛ بالطّبع بر غير خودش دلالت مىكند . اين كه فرموده‌اند : « و نحن الاسماء الحسنى » ( ما اسماء حسنى الهى هستيم . ) « و لا اسم اعظم منى » و هيچ نامى بزرگتر از من نيست . « و باسمائك التى ملات اركان كل شىء . » و سوگند به نامهايت كه اركان همهء چيزها را پر نموده است . و غير از اين موارد از بيانات آن بزرگواران همه دلالت مىكند بر اعتبار اسميّت در اعيان موجود خارجى و عامهء مردم چون محسوسات را مىنگرند از ظاهر آن تجاوز نمىكنند ؛ از اطلاق اسم جز لفظ و نقش درك نمىكنند . زيرا ، آنها از حصول مفهوم مسمّى در ذهن غافلند ؛ چه رسد به اينكه براى آن اسميّت اعتبار كنند ؛ به علت حجابشان از دلالت اعيان بر غير خودشان و از اينكه اعيان آينهء حق اول مىباشد ، بىخبرند . اسم از جهت اسم بودن و وجود خودش فى حدّ نفسه نمودار و آئينهء مسمّى است . لذا اسم كه تنها آئينه است ، حكمى ندارد بلكه حكم به اعتبار مسمّى است . و گاهى اسم از جهت خودش مورد توجه قرار مىگيرد بدون اينكه آينه بودن براى غيرش اعتبار شود به اين اعتبار اسم داراى حكم مىشود كه مىتواند محكوم عليه و محكوم به باشد . اخبارى كه دلالت مىكند بر اينكه هر كس تنها اسم را عبادت كند ؛ كافر است . كسى كه اسم و معنى را عبادت كند ؛ مشرك ؛ و آن‌كس كه