تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
ابليس است خبر دارم ، و اين معنى جز با خلقت آدم ظاهر و آشكار نمىشود . «
ما لا تَعْلَمُونَ
» چون شما به حقايق وجود انسان و هستى و شخصيت او آگاه نيستيد ؛ برايتان جانشينى آدم ، شگفت مىنمايد . و خلافت وى را انكار مىكنيد ؛ زيرا شما آنچه درك كرده‌ايد تنها شئون ظاهرى او است كه متضاد است و مقتضى افساد . از حضرت باقر - عليه السلام - به نقل از پدرانش از على ( ع ) روايت شده است : وقتى خداى تعالى اراده كرد كه آفريده‌اى را به دست خويش بيافريند ؛ هفت هزار سال از خلقت جن و نسناس در زمين گذشته بود ؛ پس خداى تعالى پردهء آسمان‌ها را كنار زد و به فرشتگان فرمان داد كه به اهل زمين از جنّ و نسناس بنگريد ، پس چون عمل آنها را از گناه و خون‌ريزى و فساد ناحق در زمين ديدند . اين معنى بر آنان گران آمده ، بر خدا خشمگين شدند و بر حالت زمين و زمينيان تأسف خوردند و نتوانستند بر خشم خود مالك و چيره گردند . گفتند : بار پروردگارا تو خود بزرگ و توانا و والايى ، در حالى كه اين آفريدهء خوار و زبونت غرق در نعمت تو و بهره‌مند از عافيتت و در قبضهء اختيار تو است نافرمانى كرده به گناه دست مىزند و در زمين فساد مىكند ولى تو به خاطر خودت بر او خشم نگرفته و انتقام روا نمىدارى . در حالى كه تو مىشنوى و مىبينى اين بر ما بس گران است و آن را بر تو نيز گران مىشماريم . پس خداى تعالى گفت :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
من در روى زمين جانشين قرار مىدهم تا حجت من بر خلقم در روى زمين من باشد . فرشتگان گفتند : آيا در زمين كسى را قرار مىدهى كه چون اينان ( جن و نسناس ) در زمين فساد كند ؟ چنان كه اين‌ها خونريزى كردند ؟ ! و نسبت به هم حسد و كينه ورزند ؟ ! پس از ما خليفه‌اى بگمار ؛ زيرا ؛ ما نه به