تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
زمين قرار داد ؛ پس خداى تعالى فرمود :
إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ
من آفرينندهء بشر از گل هستم . و اين سخن حضرت حق قبل از آفرينش آدم و مقدّمهء آن بوده است و نيز در واقع احتجاجى از جانب خدا بر ملائكه بوده است . پس آن حضرت ( ع ) فرمود : سپس خداى جلّ جلاله كف دستى آب گوارا و شيرين با دست راست خويش برگرفت در حالى كه هر دو دست خدا دست راست است و آن را چون گل كوزه‌گرى در آورد تا از هم نپاشد و آن را سخت و محكم ساخت « 1 » و خداى جلّ جلاله گفت : اى گل ! از تو پيامبران و فرستادگان و بندگان شايسته و امامان راهبر كه خوانندگان بشر به سوى بهشتند و پيروان آنان را تا روز قيامت از تو مىآفرينم و از آنچه كرده‌ام باز خواست نمىشوم و آنان مورد باز خواست قرار مىگيرند . سپس آب شور و تلخ برگرفت و آن را به عمل آورد و سفت شد و گفت از تو فرعون‌ها و سركشان و برادران شياطين و ستمگران و داعيان به آتش و پيروانشان را تا روز رستاخيز مىآفرينم « 2 » از آنچه انجام مىدهم باز خواست نمىشوم و در حالى كه آنان باز خواست مىشوند
هامش
( 1 ) على - عليه السلام - دربارهء خلقت انسان در نهج البلاغه مىفرمايد از آن پس كه خلّاق جهان آسمان و زمين و هر چه در آنهاست بيافريد ، از هر يك از زمين‌هاى نرم و درشت و خوش گياه و شوره‌زار مشتى خاك بر گرفت ابر رحمت را بفرمود تا چهل شبانهء روز پىدرپى بر آن خاك بباريد و خالص و پاكيزه شد . آن را به رطوبت و ترى مخلوط كرد تا اينكه چسبان گشت و عناصر چهارگانه با هم يكى شدند . از چنين خاكى صورتى كه داراى اطراف و اعضاء پيوستگىها و گسستگىها بود بيافريد و آن را خشك ساخت ، تا چنگ در زده ، به هم چسبيده و محكم و نرمش قرار داد تا از هم نپاشيده آن را تا زمان معين و معدودى كه قابل پذيرفتن روح باشد به حال خودش واگذاشت . پس خداوند آن صورت خاكى را آئينه انوار تجلى خويش قرار داده ، از روح خود در آن دميد و انسانى ساخت داراى قواى فكريه كه به نيروى آن در اشياء تصرف كند ( نهج البلاغه خطبهء . . . ) ( 2 ) مولوى در اين مورد مىفرمايد : ذره ذره آب شيرين و آب شور ، تا قيامت مىرود تا نفخ صور .