از طرفى « ربّ » صفت مشبّهه يا اسم فاعل و مخفّف « رابّ » است يا مصدرى است كه جاى اسم فاعل نشسته است .
العالمين : لفظ عالم ، يا از علم يا از علامت است . همانطور كه خاتم به معنى « ما يختم به » ، است ؛ يعنى ، آن چيزى است كه نامه را بدان ختم و مهر كنند كه منظور انگشترى باشد . همچنين عالم هم به معنى « ما يعلم به » است ؛ و به همهء ما سوى اللّه و هر مرتبهء از مراتب ما سوى اللّه و بر هر نوع از انواع موجودات و بر هر فرد از افراد انسان ، اطلاق مىشود . چنان كه گوئى در اطلاق اين كلمه اجتماع چندين چيز همراه با نوعى اتّحاد كه بين آنهاست ؛ اعتبار شده است و جمع عالم ، با واو و نون ( عالمون ) بر خلاف قياس است .
ربوبيّت ، خداى تعالى ، مانند ربوبيّت مالكين در املاك خود و ربوبيّت پدران نسبت به فرزندان نمىباشد و مانند ربوبيت روان انسان نسبت به اعضاء و جوارح هم نيست ؛ بلكه مانند ربوبيّت نفس است نسبت به قوا از آن جهت كه باعث وجود و پايدارى و حفاظت آنها بوده و آنها را به كمالات اوليّه و ثانويه « 1 » مىرساند . زيرا كه خداى تعالى افاضهكنندهء وجود بر جهانيان است و نگهبان و استواركننده آنها است و آنها را به كمالات اولى و ثانوى مىرساند . ازاينرو ، پس از «
رَبِّ الْعالَمِينَ
» «
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
» آمده است تا اينكه فضيلت و برترى آن ثابت شود .
در تحقيق اين دو صفت مطالبى در گذشته بيان شد .
از اينكه در اينجا ، اين دو كلمه دو صفت براى خدا قرار داده شده
هامش
( 1 ) كمالات اوليّه ، همان كمال نوعى و فردى است ؛ ولى كمالات ثانويه ، كمالات طولى مرتبهاى است .
به عبارت ديگر كمالاتى كه انسان طبق خلقت و فطرت دارا مىباشد ، كمالات اوليه است ولى كمالاتى كه به مرور زمان حاصل مىشود كمالات ثانويه مىباشد .