تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
است كه از هر فاعلى سر زند ؛ در واقع فاعلى در وجود ، جز خدا نمىباشد و هيچ نيرو و قدرتى نيست مگر به سبب خدا ( لا حول و لا قوة الا باللّه ) ، و نيز هر ستايشگرى اگر ستايش او حمد و سپاس باشد ؛ يعنى زيباى واقعى اختيارى را ستايش كند مدح‌كنندهء حقيقى نمىشود مگر اينكه مدح او عقلانى گشته ؛ به نظر عقل نگاه كند و به زبان عقل حرف بزند ، نه به نظر جهل و خود بينى ، در اين صورت نظر و زبان عقل ، نظر و زبان خدا مىشود و در نتيجه حمد او حمد خدا مىگردد ؛ نه ، غير خدا . ممكن است حمد به معنى مصدرى ؛ يعنى ، سپاس و ستايش كردن و « اللّه » مفعول آن باشد . كه در اصل اين بوده است ؛ « حمدت اللّه حمدا » ( خداى را ستايش كردم ستايش‌كردنى ) سپس فعل حذف شده است و « حمدا » كه مصدر است در جاى آن واقع شده لام بر آن داخل و مرفوع گرديده است . « اللّه » هم كه مفعول بوده است با داخل شدن لام جر و خبر براى « الحمد » شده است . اين بدان اعتبار است كه در معنى مصدرى حدوث و صدور لحاظ شود ولى ممكن است مصدر را از فعل معلوم يا مجهول بگيريم و در آن ثبوت حدث « 1 » براى فاعل يا مفعول و اتّصاف به آن حدث اعتبار كنيم بدون اينكه حدوث و صدور در آن لحاظ شود ، و در نتيجه معنى آن چنين مىشود : حامديّت ( ستايشگرى ) يا محموديت ( ستايش‌شوندگى ) مخصوص ذات خداست . بدانكه آنچه مورد سپاس و ستايش واقع مىشود از صفات جماليّهء خدا ، عين همان چيزى است از صفات جلاليّه ، كه خداوند به آن تسبيح مىشود . چه ، اصل همهء صفات ثبوتيّه جماليّه‌اى كه خدا بر آن ستايش مىشود همان سعهء وجودى حقّ و احاطهء او ، نسبت به هر وجود و عدم و
هامش
( 1 ) حدث عبارت از هر فعلى است كه از فاعل صادر شود .