شده است و به عوض آن ال ، تعريف آمده است و « الاله » گشته است كه پس از حذف همزه ، اللّه ، شده است ؛ به همين دليل يا از باب آنكه در موقع ندا كردن محبوب طول دادن سخن مطلوب است . الف آن ، در موقع ندا حذف نشده است .
ممكن است اللّه ، از إله يأله بر وزن فرح يفرح ، به معنى تحيّر يا بسيارى جزع و بىتابى و يا پناه جستن يا پناه دادن باشد ؛ نيز گفته شده است كه از مادّهء « وله يله » مثل ضرب يضرب يا وله يله مثل حسب يحسب يا ( وله يله ، مثل ، علم يعلم ) است . و معنى آن اندوه و حيرت و ترس و بىتابى مىباشد .
و يا از مادّهء « لاه اللّه الخلق يلوه » ؛ يعنى ، خدا خلق را آفريد ، يا از مادّهء لاه يليه ، بمعنى پنهان شد يا بلند مقام شد مشتق مىباشد .
بعضى هم گفتهاند اصل آن « لاها » است كه كلمهء سريانى مىباشد ؛ چون به عربى برگردانده شده است ؛ الف ، آخرش حذف و ال تعريف ، بر آن داخل شده است .
بعضى هم گفتهاند اصل آن « هو » بوده است ؛ چه اين ضمير براى غايب معهود و شناخته شده بين متكلّم و مخاطب وضع شده است و غايب از ديدهها به طور مطلق ، و معهود و شناختهشدهء دلها همان « اللّه » است ، سپس لام اختصاص بر آن داخل شده تا مشعر به اين باشد كه همهء ما سوى اللّه مختصّ او است .
سپس فتحهء لام ، جهت بزرگ داشت اشباع شده است ، ( كشيده گرديده است ) و به الف ، تبديل گشته است سپس جهت بزرگ داشت ديگرى لام تعريف ، بر آن داخل شده ، اللّه گرديده است .
« رحمن و رحيم » دو صفت براى « اللّه » يا دو صفت براى اسم مىباشند ؛ زيرا اسماء عينيّهء خدا همانطور كه مظاهر اللّه هستند مظاهر و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٧٦