استعاذه ، كه بهتر است آهسته خوانده شود .
اللّه علم ذات خداى تعالى است به عنوان مقام ظهور خدا كه همان فعل و مشيّتش مىباشد زيرا خود ذات ، غيب مطلق است و نام و نشانى ندارد و اسماء و صفاتى هم براى آن نيست ؛ مگر به اعتبار ظهور او به فعل و مشيّتش .
مشيّت خدا را ، دو اعتبار است .
يكى به آن اعتبار كه روئى به مقام غيب دارد . ديگر به اعتبار آن كه روئى به خلق دارد . از آن جهت كه روئى به غيب دارد عرش و از آن جهت كه روئى به خلق دارد ؛ كرسى ناميده مىشود . به سبب اين دو عنوان ، حقّ اوّل به « اللّه و به العلى » موسوم مىشود و نيز به اعتبار اين دو عنوان است كه حقّ تعالى مىفرمايد :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
؛ يعنى ، خداوند بر عرش قرار گرفت و مىفرمايد :
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
. . .
وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ
؛ « 1 » يعنى ، كرسى او همه آسمان و زمين است و او است كه بسيار بلند مرتبه و در نهايت عظمت است .
دربارهء لفظ « اللّه » اختلاف است كه مشتق است يا جامد ؛ يعنى ، « اللّه » از صفتهاى مشتق از مصدر است ؛ يا اسم مشتق نمىباشد ؛ بلكه آن مصدر يا اسم مصدر يا اسم جامدى است كه داراى مادّهء متصرّف نيست .
دربارهء آن ، اقوال چندى آمده است :
از جمله گفته شده است : اللّه ، از مادّهء إله « إله يأله » مىباشد و مصدر آن « إله » « الوهت » است . مثل ، نصر ينصر ، و به معنى عبد يعبد ؛ يعنى ، بندگى و عبادت كرد ؛ مىباشد .
اصل كلمهء « اللّه » همان « إله » به كسر همزه است كه همزهء آن حذف
هامش
( 1 ) بقره - 255