باشد ؛ بهطورىكه نگرنده از نگرش به نام غافل بوده فقط متوجّه ناميده باشد ؛ اين نام در واقع عين ناميده است به اين معنى كه هيچ وجودى و شخصيت و حكم و اثرى براى اسم نيست ؛ هر چه هست تنها براى مسمّى مىباشد . حال اگر آن نام ، طورى منظور نظر باشد كه ناظر به نظر خود آگاه باشد در اين صورت از جهتى غير مسمّى و از جهتى عين مسمّى مىشود .
حال اگر آن نام ، طورى منظور نظر باشد كه به نظر بيننده ، داراى شخصيت و وجود و نفسانيّت باشد ، در آن صورت غير مسمّى مىباشد ؛ چه نگرنده از نام به ناميده توجّه داشته باشد يا هيچ توجهى بدان نداشته باشد .
و از آنجا كه انسان بين سراى رحمن و شيطان قرار دارد و سراى شيطان به علّت نهايت دورى از رحمن و چيرگى نيستىها بر آن و به علت اينكه با تمام اجزاء خود مظاهر قهر خداى تعالى مىباشد لذا گويا كه اصلا مظهر خداى تعالى نيست ؛ درست نقطهء مقابل سراى رحمن و وجههء رحمت حقّ است و نفس انسان از آن جهت كه مسخّر شيطان مىباشد ، گويا كه اسم ، شيطان است ، نه رحمن و از آن جهت كه تحت فرمان عقل و مسخّر او است ، اسم ، رحمان مىباشد .
از طرفى چون كليّهء افعال انسانى كه از نفس انسان صادر مىشود ، يا از جهت شيطانى و يا از جهت عقلانى است ؛ لذا روى همين جهات مذكور به بندگان امر شده است كه در هر كارى چه كوچك و چه بزرگ ، «
بِسْمِ اللَّهِ
» بگويند تا با گفتن آن از جهت نفس شيطانى بيرون آمده در جهت رحمانى داخل گردند تا كارهاى آنها رحمانى باشد و شيطانى نباشد . چون بيشتر مردم كوتهبين هستند ؛ به نگرش صحيح در جهت فاعليّت حقّ تعالى نرسيدهاند كه واسطهها را نبينند . و كسانى هم كه به اين