گاهى به آينه نگاه مىكند در حالتى كه دربارهء خود آئينه حكمى نمىكند و توجّهى به خود آئينه ندارد بلكه تنها از جهت ارائه صورتها به آن مىنگرد ، در اين حالت ، او هم به آينه شعور و آگاهى دارد و هم به صورتهائى كه در آينه ديده مىشود ؛ آگاه است . با اقسام سهگانهاش كه گذشت ؛ بدين ترتيب كه اگر توجّه ، بيشتر به خود آينه باشد ، موسويت ، و اگر توجّه بيشتر به صورت باشد ؛ عيسويت ، و اگر به هر دو توجّه كند ، محمديّت است .
كسى از معصوم ( ع ) پرسيد : آيا خدا در خلق است يا خلق در خدا ؟
حضرت جواب داد : دربارهء آينه به من بگو كه آيا تو ، در آينه هستى يا آينه در تو ؟
اين حديث اشاره دارد به آنچه كه ما گفتيم .
در واقع اصطلاح مقام كثرت در وحدت و وحدت در كثرت و جمع بين وحدت و كثرت كه در ميان صوفيه معمول است ؛ به همين سه حالت اشاره دارد .
باز درباره همين حالات و نشآت در خبر آمده است كه : « هيچ چيز نديدم مگر اينكه خدا را در آن ديدم » .
در خبر ديگر آمده است : « مگر كه خدا را پيش از آن ديدم » .
در خبر ديگر آمده است « مگر اينكه خدا را پس از آن ديدم » .
( پس مىتوان گفت : هيچ چيز را نديدم مگر اينكه خدا را در آن و پيش از آن و پس از آن ديدم كه به ترتيب سه جنبهء محمّديت ، عيسويت و موسويت است ) .
پس پاسخ اين گفته كه : آيا اسم ، همان مسمّى است ؟ يا غير آن ؟
چنان كه يادآور شديم معلوم شد چه اگر نام از جهت اسميّت منظور
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٧٢