مىشوم » و أخرج « بيرون مىآيم » .
يا از مادهء « اسم » ( نشانه گذاردن ) باشد كه در واقع مىگوئيم : « أسم نفسى بسمة من سمات اللّه » ؛ يعنى : خود را به نشانهاى از نشانههاى خدا علامت مىگذارم . چنانچه از حضرت رضا ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « أسم نفسى بسمة من سمات اللّه » ؛ يعنى ، خود را به نشانهاى از نشانههاى خدا مهر مىگذارم ؛ ( كه همان عبادت باشد ) .
از حضرت پرسيده شد « السمة » چيست ؟
فرمود : علامت ؛ يعنى ، نشانه است .
اين خبر ، خود تنبيه بر اين است كه گويندهء «
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
» لازم است بكوشد تا در موقع اين سخن ، نمونهاى از صفات خدا را در وجودش بيابد .
اين گفته امام كه آن علامت عبادت است ؛ اشاره دارد به اينكه ، بنده در موقع بيان اين گفتار ، سزاوار است از خود بينى كه در واقع بيرون شدن از عبادت و عبوديّت است خارج شود و از مالكيت و اختيار خود بيرون رفته تحت امر پروردگار خود ، داخل گردد و اين امر را در درون خود بيابد تا اينكه بيان اين كلمه از زبان او راست بوده در موقع بيان آن ميان خود و خدا دروغگو نباشد .
فرقى نمىكند كه ما ، از كلمهء «
بِسْمِ اللَّهِ
» انشاء اتّصاف به نشانهاى از نشانههاى خدا اراده كنيم يا مقصود اخبار به اين اتّصاف باشد .
كلمهاى كه در تقدير گرفته مىشود « ابدأ - اقرأ . . . » ممكن است پيش از «
بِسْمِ اللَّهِ
» يا پس از آن در نظر گرفت ليكن اگر پس از «
بِسْمِ اللَّهِ
» در نظر بگيريم از جهت بزرگداشت و اهتمام به نام خدا مناسبتر است و حصر را هم مىرساند ؛ يعنى ، به نام خداى بسيار بخشنده مهربان منحصرا آغاز مىكنم .