حضرت صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : گفتن «
بِسْمِ اللَّهِ
» را ترك مكن اگر چه بعد از آن شعر باشد ؛ يعنى ، آن كارى را كه با «
بِسْمِ اللَّهِ
» شروع كردى شعر خواندن باشد .
از آن حضرت ( ع ) نيز روايت شده است كه : هر كس از شيعه ما « بسمله » را ترك كند ؛ خدا ، اول او را به امر ناگوارى آزمايش مىكند تا او را به سپاس و ستايش آگاه كند و ننگ و تقصير وى را در ترك « بسمله » از بين ببرد .
از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده است كه : رسول خدا ( ص ) از جانب خداى عزّ و جلّ به من فرمود كه هر كار مهمّى كه در آن «
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
» گفته نشود ؛ اين كار ابتر « دنبال بريده » بوده ؛ و به آخر نمىرسد .
از طريق عامّه هم روايت شده است كه : هر كار مهمّى كه با «
بِسْمِ اللَّهِ
» آغاز نگردد ؛ ابتر است ، يعنى به پايان نمىرسد .
لفظ « باء » در «
بِسْمِ اللَّهِ
» : يا براى الصاق ، يعنى ؛ چسباندن مىباشد . به اعتبار اينكه ابتداى خواندن قرآن به اسم خدا متصل است .
يا باء مصاحبت ؛ به معنى همراهى است .
يا باء استعانت به معنى يارىجوئى است .
يا باء سببيّت ، به معنى علت و سبب است .
در اين آيه فعل متعلّق حذف شده است ( باء حرف جر ، و اسم مجرور است . بايد جار و مجرور متعلّق به فعلى باشد ؛ كه در اينجا آن فعل حذف شده است ) .
ممكن است آن متعلّق يعنى فعل مورد تعلّق از مادهء ابتداء باشد ، ( أبتدئ باسم اللّه . . . ) يعنى بنام خدا آغاز مىكنم .
يا از مادهء فعلى باشد كه پس ازبسم اللّه واقع شده است مانند أقرأ « مىخوانم » و أقوم « مىايستم » و أقعد « مىنشينم » و أدخل « داخل