جهت خلافت همان مرتبهء پيامبر را در توجّه به كثرتها داشته به آنها متحقّق شده ، و به مشاهده مىپردازد .
هر كدام ( از اين چهار دسته ) كه داراى مرتبهء بالاتر باشد ؛ مرتبه پائينتر را داراست و عكس آن درست نيست .
پس صاحب حقايق در مرحلهء اوّل صاحب عبارات و اشارات و لطائف مىشود و سپس در مرحله دوّم صاحب حقايق مىگردد .
اگر به اين آيهء شريفه توجّه كنيم كه مىفرمايد :
وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ
« 1 » يعنى ( و از خدا و رسول خدا اطاعت كنيد . ) مىبينيم كه لفظ و نقش رسول ( ص ) كه بر انسان مخصوص كه از جانب خدا فرستاده شده است ؛ دلالت دارد عبارت آن است .
و پيامبر ، هاشمى كه آيه دربارهاش نازل شده است . و هر كس كه همانند او باشد ؛ تنزيل و ظاهر آن است اين رسول خدا بخصوص ( محمّد مصطفى ( ص ) ) كه آيه دربارهاش نازل شده ، ظاهر ظاهر آن است ، و تنزيل به وجهى منحصر در او است و هر كس از افراد بشر كه همانند او باشد به وجهى تأويل آن است ، چنانچه به وجهى نيز باطن آن است چنانچه گذشت .
و امر به اطاعت محمّد ( ص ) بسبب واقع ساختن اسم رسول بر او و اطلاق اسم رسول بر او دلالت مىكنند بر اينكه در اسم رسول معنائى از خدا است كه بدان سبب مستحقّ وجوب اطاعت مردم از او شده است .
باز بر اين امر دلالت دارد كه هر كس كه در وى اين معنى وجود داشته باشد ، چه در عالم كبير ( جهان آفرينش ) چه در عالم صغير ( جهان انسان ) و چه در عالم طبيعت و چه در عالم ارواح ( جهان مجردات و
هامش
( 1 ) مائده - 92