تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
وجودهايش مصاديق قرآن قرار گرفت . سپس آن را نازل كرده ، و با پرده‌هاى تعيّنات نفسى ، آن را محجوب ساخت و در نتيجه نفوس با فعليّت‌هايش مصداقهاى آن گرديد . دوباره آن را نيز تنزّل داد . با پرده‌هاى تعيّنات مقداريهء نوريه محجوب نمود . پس عالم مثال با مراتب خود ، مصاديق آن واقع شد وانگاه آن را فروتر ساخت و پردهء تعيّنات طبيعى بر آن كشيده ؛ اجسام طبيعى مصداقهاى آن گرديد . آنگاه آن را در نازل‌ترين مراتب وجود فرود آورد و لباس صوت ، حروف نوشتارى و نقشها بر آن پوشاند تا گوشها و چشمهاى بشرى توانائى درك آن را بيابند ؛ پس حروف و نقوش مصداقهاى اين مرتبه از كلام خدا واقع شد . و چون جميع مراتب وجود ، مصداقهاى قرآن گشت . قرآن بيانگر و روشنگر هر چيز گرديد و هيچ تر و خشكى نبود مگر اينكه در كتاب خدا آمد . « 1 » حال كه اين مطالب را دانستى ، پس بدان كه مصداقهاى محسوس طبيعى قرآن ظاهر آن ، و مصداقهاى روحانى ، باطن آنست و چون مراتب روحانى از جهت كليّات و جزئياتش متعدد است مراتب روحانى بسيار است ؛ لذا ، در اخبار براى قرآن بطون متعدّد آمده است و تا هفتاد هزار بطن ذكر شده است و چون مورد نزول آيه و امثال مورد نزول همگى مصاديق آيه مىباشند ، ظاهرترين مصداقهاى آيه ، همانست كه آن آيه ، درباره‌اش نازل گرديده است . لذا در اخبار آمده است كه براى هر ظاهرى ، ظاهرى است . از طرفى چون هر مرتبه روحانى ، نسبت به مرتبهء پائين‌تر خود بطن و پنهان محسوب مىگردد ؛ ازاين‌رو در خبر آمده است كه براى هر بطنى بطنى است . امّا تنزيل قرآن اگر به معناى مصدرى باشد ؛ عبارت است از تطبيق
هامش
( 1 ) انعام - 59