تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
و بعد از آن روز شيعه ريشه دار شد و در آن مجلس بزرگان مردم بودند . اين داستان پس از جنگ نهروان بود كه آن حضرت مردم را فرمان آمادگى براى جنگ معويه داد قيس گفت چيزى نگذشت ابن ملجم كه لعنتهاى خدا و فرشتگان و مردم تمام بر او باد آن حضرت را كشت . گفت سپس على رو آورد باطرافيانش و فرمود : آيا براى شما آشكار نشد انديشه اى كه از هر طرف بر ما اهل بيت حمل كرد آنان را و كوتاهى نميكنند در دورى ما و گرفتند حقوق ما را . آيا شگفتآور نيست بواسطه منع كردن او و همراهانش از ما سهم ذوى القربائى را كه براى ما در قرآن واجب كرده است و خداوند دانسته كه اينان به زودى در باره ى ما ستم كنند و حق ما را از ما بگيرند . خداى تعالى فرموده : * ( إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِالله وَما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ ) * ( 1 ) بعد شگفت آورتر خراب كردن اوست خانه ى برادرم جعفر را و وارد كردن آن را در مسجد و به من از آن خانه چيزى نداد نه كم و نه زياد و كسى هم از مردم بر او عيب نگرفت گويا منزل مردمى از اهل ديلم را ميگيرد . و عجب از نادانى او و امت است كه بآستاندارانش نوشت همانا جنب اگر آب پيدا نكرد لازم نيست تيمم كند با خاك تا زمانى كه آب پيدا كند اگر چه تا هنگامى كه خدا را ملاقات كرد آب پيدا نكند
هامش
( 1 ) انفال 42 اگر به خدا و آنچه كه بر بنده ى خود فرو فرستاده روز تميز روزى كه آن دو جماعت بهمرسيدند ايمان آورده‌ايد .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 361 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى