در داستان روز بصره ى من و ايشان تمامشان لعنتشدگانند كسى كه با او است ملعونست كسى كه كشته شده در اطرافش ملعون .
كسى كه او را يارى كرد ملعون ، كسى كه او را سوار كرد ملعون ، هر كس بعد از او بجا ماند و توبه نكرد و برنگشت و طلب آمرزش ننمود ياران مرا كشتند ، بيعت را شكستند نماينده را مثله كردند ، بر من طغيان كردند سپس فرستادم بسوى ايشان دوازده هزار نفر و حال اينكه آنان بيست هزار و اندى بودند سپس خدا بدست خودمان ما را يارى كرد و بر آنان پيروز نمود و سينههاى گروهى از مؤمنان را شفا داد .
چطور ديدى اى پسر قيس جنگ صفين ما را خداوند پنجاه هزار نفر را بدست ما در يك ميدان كشت همه را به آتش برود ، ما را روز جنگ نهروان چطور ديدى كه مارقين را ملاقات كرديم و حال اينكه ايشان بينايان و متدينان در دنيا بودند . * ( ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ) * ( 1 ) سپس خداوند در يك جا چهار هزار از آنان را كشت و جز ده نفر كسى از آنان بجا نماند در صورتى كه ده نفر از ما كشته نشد اى پسر قيس آيا پرچم مرا نديدى در حالى كه برگشت مرا سرزنش ميكنى .
اى پسر قيس من يار رسول خدايم در تمام جاها من در تمام سختيها با او حاضر بودم در برابر رسول خدا كه نه فرار ميكردم و نه به كسى پناه ميبردم و نه دشمن پشت سر من مىآمد همانا سزاوار نيست پيامبر يا وصىّ پيامبرى هنگامى كه در برابر دشمن قرار گرفت برگردد
هامش
( 1 ) كهف 104 آنان كه كوشششان در دنيا تباه شد و ايشان پندارند كردارشان نيكوست .