امت نابود نميشوند مگر ناصبين ، معاندين ، منكرين .
اما كسى كه چنگ بتوحيد بزند و اقرار بمحمد صلَّى الله عليه و إله و سلَّم و آلش بكند و از جمعيت بيرون نرود و بر ضرر ما پشتيبانى ستمگران را نكند ، عداوتى از ما در دلش جايگزين نباشد و شك در خلافت نكند و اهل آن را بشناسد و انكار دوستى ما را ننمايد به علت اينكه او مسلمانيست ناتوان اميد رحمت از پروردگارش براى او دارد و از گناهش بيمناك ميگردد .
گفت در آن روز بجا نماند از شيعه ى او كسى مگر اينكه چهره ى او درخشان گرديد و از گفتار او شادمان شد زيرا كه امير المؤمنين موضوع را شرح داد و روشن كرد و پرده برداشت و تقيّه نكرد و هيچ كس از عرب را در حال شك باقى نگذاشت يا اينكه خوددارى از ايشان كند و بجا گذارد برائت ايشان را و رعايت كند مگر اينكه داراى يقين و بينا شدند شك و وقوف در آن را واگذاشت و باقى نماند از كسانى كه دور او بودند و بيعت نمودند همان طورى كه بعثمان بيعت كردند مگر اينكه مطلب را فهميد و شناخت گفتارش را تمام كرد بعد آنان را روشن كرد و شك آنان را برد .
ابان از سليم بن قيس نقل مىكند كه مردم روزى را نديدند هرگز در منظر عمومى و همگانى كه ثابتتر و روشنتر در نظرشان از آن روز باشد چون پرده براى مردم برداشت و آشكار كرد و مطلب را كاملا شرح داد و تقيه را كنار گذاشت و چيزى را پوشيده نداشت ، و از آن روز شيعه فراوان شد و تكميل شدند و كمتر اهل سپاهش بودند كه با او مىجنگيدند بدون علم و آشنائى بمقام و منزلتش نسبت به خدا و رسولش
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 360
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٣٦٠