تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
كورش شبى در خواب ديد كه بايد مهياى مردن شود . گفتار كورش در بالين مرگ به فرزندان و يارانش . مرگ كورش .

فصل هفتم گفتار كورش در بستر مرگ . مرگ كورش

اين بود نمونه‌اى از طرز زندگانى كورش . چون هفتمين بار پس از تأسيس امپراتورى سرتاسر ممالك وسيع پارس را سركشى كرد ، قدرت و طاقت جوانى ديگر از او سلب شد و ايام پيرىاش آغاز گرديده پدر و مادرش ساليان دراز سر به بالين مرگ گذارده دار فانى را وداع گفته بودند . كورش پس از مراجعت از هفتمين مسافرت خويش بنابر رسم و آيين پارسيان قربانىهاى متعدد در راه خدايان ايثار نمود و به ستايش و نيايش پرداخت و به عادت هميشگى خود جمع كثيرى از رعايا را از خوان نعمت خويش بهره‌مند و مسرور ساخت و پاداش‌هاى نيك به كسانى كه استحقاق داشتند ارزانى داشت . سپس به مقر خويش وارد شد و چون در خلوتگاه به خواب رفت در عالم رؤيا شبحى ديد كه او را مخاطب ساخته گفت : « اى كورش ، خود را آماده ساز ، زيرا به زودى به ملكوت خدايان پرواز خواهى كرد . » كورش از اين ندا سراسيمه از خواب برخاست و خواب خود را اين‌گونه تعبير كرد كه به زودى به سراى جاويدان خواهد شتافت . سپس قربانىهاى فراوان فراهم ساخت و به قله‌اى كه در نزد پارسيان مقدس است رفت و روى نياز به درگاه خدايان برد و گفت : « اى خدايان اين آخرين قربانىهاى مرا پس از يك عمر مجاهدت و كوشش ، از راه لطف و كرم بپذيريد . من از يارىها و راه‌نمايىهاى شما پيوسته سپاس‌گزارم . موهبت و تفضّل شما بود كه به من راه صواب را نشان داد و به كمك شما دريافتم از چه راهى پيش بروم و از خطا احتراز جويم . من از شما سپاس‌گزارم كه توانستم هيچ‌گاه كمك شما را از نظر دور نداشته حتى در اوج قدرت فراموش نكردم كه انسانى بيش نيستم . اينك يگانه استدعايم از درگاه شما اين است كه روزگار زن و فرزندان ، دوستان و وطنم را عزيز و سعادتمند گردانيد و عمرم را شرافتمندانه به پايان رسانم . »