تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
سرعت و صحت ، به‌دست يك عده مردان كارآزموده و فداكار و باوفا اداره مىشود . كورش پس از صدور فرمان‌ها و دستورهاى جامع به حكام و تعيين وظايف هريك و خصوصياتى كه هر كدام بايد در ايالت خود پيوسته موردنظر قرار دهند ، مرخصشان كرد و مقرر داشت كه در سال آينده همين وقت خود را براى يك بازديد كلى از سواره‌نظام و دسته‌هاى ارابهء جنگى و ايلخى و سلاح آماده سازند . درواقع ، يكى ديگر از تشكيلاتى كه كورش برقرار ساخت و نبايد از مد نظر دور داشت اين بود كه هرسال يك نمايندهء بصير و مقتدر از جانب خود معين مىكرد كه با سپاه مهمى از جميع ايالات بازديد نمايد . اگر حكام احتياج به كمك نظامى داشتند ، به آنها مساعدت مىنمود و اگر در رتق‌وفتق امور مسامحه ، يا در رفتار و كردار آنان خشونت و عصيان مشاهده مىكرد ، آنها را گوش‌مال مىداد ؛ و هم‌چنين اگر در رفتار آنان نسبت به مردم و جمع‌آورى ماليات و خراج يا آبادى زمين‌هاى باير و انجام ساير وظايف و تكاليف قصورى ديده مىشد چنان‌چه در صلاحيت نمايندهء شاه بود در محل رفع و رجوع مىكرد . و الا پادشاه را از ماوقع آگاه مىساخت و پادشاه تكليف حاكمى را كه در امور خود قصور ورزيده بود معين مىكرد . مردم وقتى برگزيدهء پادشاه به سرزمين آنان مىرسيد او را « پسر پادشاه ، يا برادر پادشاه ، يا بالاخره چشم پادشاه » مىخواندند . برخى از اوقات پادشاه والىها را عزل مىكرد و به حضور فرامىخواند . باز يكى از ابتكارات كورش كه مخصوصا با توجه به وسعت عظيم امپراتورىاش بسيار حايز اهميت است اين است كه از گوشه‌هاى بسيار دوردست مملكت خويش پيوسته آگاه بود و جزئيات وقايعى كه در كليهء ايالات مىگذشت بر او پوشيده نبود . چون قدرت و توانايى اسبان چاپار محدود بود ، لذا در فواصل معين چاپارخانه‌هاى مجهز با اسبان چابك به تعداد كافى معين نموده بود و قاصدان هميشه آمادهء رساندن خبر بودند . در هر چاپارخانه مرد تيزهوشى مراقب بود كه به محض اين‌كه چاپارى با پيام و نامه مىرسيد آن را تحويل مىگرفت و به مرد مطمئنى كه آماده بود تحويل مىداد و او را روانه مىساخت و اسب و چاپار استراحت مىكردند تا چاپار از سمت ديگر برسد و به مقصد حركت كنند . بعضى از اوقات چاپارى در دل شب مىرسيد و همان وقت قاصد ديگرى نامه‌هاى او را تحويل مىگرفت و رو به راه مىنهاد و روز و شب قاصدان در حركت بودند و بين مردم ضرب‌المثلى بود كه چاپارها در سرزمين پارس از بازهاى شكارى سريع‌تر حركت مىكنند . اگر در اين جمله قدرى مبالغه به‌كار برده شده است ، مسلما در روى زمين هيچ پيامى سريع‌تر از اين به مقصدهاى دوردست نمىرسيد و چه بسا كه امور مهم در نتيجهء سرعت عمل و نظم و ارتباط به نيكى فيصله مىيافت و فرمان‌دهان در اندك مدتى به وقايع چهارگوشهء مملكت پهناور وقوف مىيافتند .