تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
اعزام استان‌داران در ايالات پارس ، تعليم و دستورهاى كورش به حكّام . بازرسان كه همه ساله ايالات را بازديد مىكردند . استقرار قاصدان براى ارتباط ميان ايالات . تمكين كليهء سرزمين‌هاى واقع بين سوريه و بحر احمر « 1 » و مصر و مقر كورش .

فصل ششم اعزام استانداران و بازرسان به ايالات . ارتباط ميان ايالات . تمكين برخى سرزمين‌ها از كورش

كورش چون به شهر بابل بازگشت ، مصمم شد براى ادارهء امور ايالات مسخر شده استان‌دارانى گسيل دارد ، مشروط بر اين‌كه حكّام محلى و رؤساى قبايل كه از پيش مستقر بودند مستقيما از خود او دستور بگيرند و در امور نظارت نمايند . اين تصميم بدين‌منظور بود تا اگر والى ايالتى به علت ثروت بسيار و قدرت و نفوذ فوق‌العاده از راه صواب بيرون شود و خودسرى پيش گيرد بىدرنگ از طرف مأمورين خفيه و سربازان به‌جاى خود نشانده شود . پس از اين تصميم ، كسانى را كه به سمت استان‌دارى ايالات مختلف نام‌زد شده بودند گرد خود جمع كرد تا به آنها خاطر نشان نمايد كه تحت چه شروط و تعاليمى بايد به اين مأموريت بروند . كورش تصور مىكرد چون استان‌داران از روشى كه بايد مجرى بدارند آگاه شوند ، بهتر تمكين خواهند نمود ، در صورتىكه اگر پس از ورود به مقر حكم‌رانى از تعاليم و شيوهء كار او اطلاع يابند ، آن را حمل بر عدم اعتماد و سوءظن پادشاه نموده ، مكدر و ملول و در انجام وظايف خطير خود سست مىشوند . بارى ، چون نام‌زدان مقام جملگى جمع شدند آنان را مخاطب ساخت و گفت : « ياران من ، ما در ممالكى كه مسخّر ساخته‌ايم سپاهيان و حكامى براى ادارهء امور ملك و رعيت برقرار ساخته‌ايم . من به سپاهيان خود فرمان داده‌ام كه در هيچ امرى از مورد ملك دخالت ننمايند ، بلكه همّ خود را مصروف نگه‌دارى حدود و ثغور كشور نمايند و چون در اجراى وظايف محوله اندك قصورى روانداشته‌اند از اين‌رو موجبى در عزل آنان نمىبينم ولى براى
هامش
( 1 ) .Mer Erytheree
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 261 | گزنفون / رضا مشايخى