آنچه در دست دارند پنهان كنند و از نظر ديگران بپوشانند . اين دسته نيز حق صحبت ياران خود را بهجا نياوردهاند ، زيرا چون كسى از تمكن آنان باخبر نيست ، در حين ضرورت از او استعانت نمىجويد و اغوا مىشود . ياران از وجود چنين اشخاص فيضى نمىبينند . اما به عقيدهء من ، مرد آن است كه ثروت خود را پنهان ندارد ، و آن را در حسنشهرت خويش بهكار بندد . پس من مصمّم هستم آنچه در اختيار خود دارم آشكارا با شما در ميان گذارم و دليل پنهان داشتن قسمتى از آن را نيز به شما خواهم گفت . » بلافاصله مقرر داشت خزاين و تجملات بسيارى را به نظر مردم رساندند و جزييات و خصوصيات همه را تشريح كرد و گفت : « دوستان من ، همهء اين خزاين هم به من تعلق دارد و هم از آن شماست . من اين ذخاير را به آن عنوان در اين محل انباشته نكردهام كه بيهوده به مردم ببخشم و با اسراف و تبذير از بين ببرم يا در زيرزمين و كنج خزانهها پنهان نمايم .
بلكه اين ثروت به مصرف كمك و پاداش كسانى مىرسد كه عمل درخشانى از خود نشان دهند يا واقعا بدان احتياج داشته و دسترسى به جايى نداشته باشند و به من رو آورند و حاجت خويش از من بخواهند . » اين بود سخنان كورش .
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: گزنفون
ص٢٥٥