تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
- آن را نيز به من واگذار كنيد ، چه من در اين قبيل امور مهارت و پختگى كامل دارم . - مهارت در كدام امر ؟ - انتخاب مناسب در ازدواج . آن‌گاه كريزانتاس بانگ برآورد : « تو را به خدا كدام زن براى من مناسب‌تر است ؟ » كورش جواب داد : « بايد زن تو اندامى كوچك داشته باشد چون جثهء تو كوچك است ، و اگر زنى بلندقد برگزينى بايد مانند سگ در اطرافش به هوا بپرى . » - پيش‌بينى تو بسيار صحيح است ، به‌خصوص كه من از جستن به هوا بسيار ناتوانم . - بايد عيال تو داراى بينى پهن باشد . - اين ديگر به چه علت ؟ - بدين‌علت كه بينى تو دراز و خميده است . بينىهاى پهن و دراز با هم جور مىآيند . - لابد خواهى گفت كه چون من شامى فراوان در محضرت صرف كرده‌ام بايد زنى اختيار كنم كه روزه‌دار باشد . - راست است ، شكمش كه از غذا انباشته شود برآمده مىشود و اگر از غذا تهى باشد ، پهن مىگردد . كريزانتاس گفت : « آيا كدام زن لياقت همسرى پادشاهى را دارد كه هيچ‌گاه فراغت معاشرت با زنان و شور مصاحبتشان را در دل ندارد ؟ » كورش از اين سخن خنديد و عموم حضار غرق در سرور شدند . تا اين‌كه هيستاسپ دوباره كورش را مخاطب ساخته گفت : « اى كورش ، يك خصلت تو مرا بيشتر از همه خصايل مفتون ساخته است . » - كدام است ؟ - با وجود برودت ظاهرىات جملهء حضار را غرق در سرور و بهجت مىسازى . به آن‌كسى كه مايلى دلش را به‌دست آورى مىگويى كه جوانى پرشور و باذكاوت است . اين بود طرز مطايبه و مصاحبت كورش با ياران خود . سپس كورش چند قطعه جواهر نفيس به تيگران بخشيد كه به عيالش كه شجاعانه در رزم‌ها با او مشاركت نموده بود تسليم نمايد . هم‌چنين ظرفى از زر ناب به آرتاباس اهل ماد بخشيد و اسبى اصيل با ساير نفايس نيز به رئيس هيركانيان انعام داد . آن‌گاه رو به گوبرياس نموده گفت : « اى گوبرياس ، شوهرى جهت دخترت فراهم خواهم ساخت . » هيستاسپ سؤال كرد : « آيا مرا به اين منصب برگزيده‌اى ؟ » كورش او را مخاطب ساخته گفت : « آيا در خود مكنتى سراغ دارى كه برازندهء دختر او باشد ؟ » - بلى ثروتى در اختيار خود دارم كه حتى از او برتر است .