تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
منت عظيمى بر من نهاده و خدمت بزرگى به كورش انجام داده‌اى . » پس از خاتمهء اين گفت‌وگو بين خود توافق كردند و هردو مشعوف و خوش‌حال شدند چه يكى صاحب مال و ثروت بزرگى بود بدون اين‌كه متحمل مخمصه‌ها و گرفتارىهاى جمع و نگه‌دارى آن باشد ، و ديگرى همّ خود را مصروف رتق‌وفتق و جمع‌آورى عايدات و رسيدگى به امور و رفع حوايج و استقرار نظم در كار ثروت مىنمود . هردو از ثروت برخوردار مىشدند . فرولاس سرشتى پاك و نيتى خير داشت . پيوسته مترصد بود حاجت كسانى را كه به او رو مىآوردند برآورده سازد . خوشى و سعادت خويش را در اين مىديد كه حوايج ديگران را مرتفع سازد و به هركس خدمتى كند و نسبت به عموم رعايا نيك و مفيد باشد . معتقد بود كه انسان حساس‌ترين و شريف‌ترين موجودات روى زمين است . مىكوشيد به هركس خيرى برساند . غالب كسانى كه از راه احسان و نيكى ارشاد شوند ، در راه نيكى به ديگران ، فروگذار نمىكنند . هرگاه به دوستى و مروت با ديگران رفتار كنند ، به‌ندرت اتفاق مىافتد كه از طريق صواب منحرف شوند ، بلكه همين رويه را دربارهء زيردستان مراعات مىكنند و كم‌تر به دشمنى و كينه‌توزى مىپردازند . معتقد بود در عفو و بخشش لذتى است كه در عقوبت و جفا وجود ندارد . امتياز انسان بر ساير حيوانات اين است كه عشق و علاقهء فرزندى و مهر و محبت پدرى او تا پايان حيات باقى مىماند . فرزند آدمى مادام كه والدينش در قيد حيات هستند خود را مكلّف و موظف به حق‌شناسى مىداند و پس از مرگشان نيز حرمت آنان را نگاه مىدارد . اين عشق و محبت ذاتى انسان است و وجه امتياز آدمى با حيوانات همين خوى مهر و حق‌شناسى است و حال آن‌كه در حيوانات دوران اين محبت بسيار كوتاه و زودگذر است . فرولاس چون خود را از قيد نگه‌دارى و ادارهء امور ثروت خويش آزاد ديد به صحبت دوستان خود پرداخت و مرد ساسى با مراقبت از آن همه ثروت كه در اختيارش بود خدمتى به‌سزا انجام داد . هردو نيك‌بخت و سعيد بودند . مرد ساسى فرولاس را عزيز و محترم مىشمرد چه هرروز بر ثروتش مىافزود ، و فرولاس مرد ساسى را دوست داشت چه با خوش‌رويى آنچه به دست مىآورد نگه‌دارى و اداره مىكرد . ثروت مشتركشان روزبه‌روز در تزايد بود ؛ هردو در فراوانى نعمت مرفه بودند .
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 248 | گزنفون / رضا مشايخى