شوند . مع ذلك در بين آنان مردانى كه صاحب شهامت و لياقت بودند يافت مىشد . آنان را اسلحه و فرماندهى بخشيد و مجاز نمود به خدمتش برسند و حتى بعضى از آنان را در خدمات خاصه بار داد . اما رفتهرفته پى برد كه از جانب آنان ممكن است خطراتى متوجه شخص او بشود . اما از جانب ديگر صلاح نبود كه ناگهان آنها را خلع سلاح كند و از جميع مناصب محرومشان كند . در به دو تأسيس امپراتورى چنين عملى خالى از خطر نبود و ممكن بود نايرهء جنگ و جدال مشتغل شود ، لذا مصمم شد با آنها از در دوستى درآيد و با مهر و محبت قلوبشان را مسخر سازد و محبت خود را در دل آنها جاى دهد و آنها را از دوستان خود عزيزتر و گرامىتر نمايد تا نه تنها خطرى متوجه او نشود بلكه بهاينترتيب فداييان متعدد براى بقاى سلطنت آماده سازد . حال ببينيم چگونه به اين مهم نايل آمد .
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: گزنفون
ص٢٣٥