ثمرهء تمرين و شور دايم بود اذعان داشتند . كورش به همان درجه كه از سستى و غفلت اطرافيان خود ملول بود و به شدت با آن مبارزه مىكرد ، هركس را كه در انجام دادن كارهاى نيك مجاهدت مىورزيد پاداشهاى نيك ارزانى مىداشت ، مناصب و امتيازات را خاص كسانى مقرر داشته بود كه از خود شايستگى و لياقت نشان دهند ؛ و جز اين به احدى پاداش بيهوده يا منصب و مقامى نسنجيده نمىبخشيد . نتيجه اين شد كه در اطرافش گروهى از مردان زبده و خيرخواه و باايمان و لايق جمع شدند و تربيت يافتند . امناى كورش در نظر خود و رعاياى امپراتورىاش از بهترين و شايستهترين مردان بودند .
تصور مىكنم كه در ذكر مزايا و مناقب و شيوهء زندگانى كورش به اين نكته اشاره كرده باشيم كه بهزعم اين شهريار بزرگ براى اينكه پادشاهى دل رعاياى خود را بهدست آورد و امور امپراتورى بزرگى را خوب اداره كند تنها دارا بودن اين خصايل نيك كافى نيست ، بلكه بايد در كار خويش صاحب تمهيد و تدبير و ابتكار باشد . از جمله تدابير كورش بهمنظور توسعهء اتفاق و اتحاد امپراتورى يكى اين بود كه خود را به لباس مادىها ملبس مىكرد و عموم يارانش نيز در اين امر به او اقتدا مىكردند . در واقع لباس مادىها اين حسن را دارد كه چون بر تن مىكنند عيوب بدن را مىپوشاند و مرد را برازنده و زيبا جلوهگر مىسازد . كفش مادىها راحت به پا مىرود و از همه حيث مناسب است . كورش استعمال وسمه را در چشم و همچنين مصرف بعضى روغنها را براى جلاى پوست مجاز دانست ، زيرا چشمها زيباتر و لطافت پوست بهتر جلوهگر مىشود .
مقرر داشت كه احدى مجاز نيست در حضور جمع آب دهان يا بينى خود را بر زمين اندازد . توجه مىكرد كه بيهوده به ديگران نگاه نكنند و در كار ديگران كنجكاوى نكنند . اين قبيل دستورها را در رشد و تربيت اطرافيان خود و رعاياى خود مفيد مىدانست .
به كسانىكه خود را براى فرماندهى آماده مىكردند مقرر داشت كه لباس تميز و زيبا بر تن كنند ، خود را از ديگران ممتاز جلوهگر سازند ؛ و بهعكس بندگان و غلامان را فرمود تا بهكار دستى خود بپردازند ، آنها حتى اجازهء سلاح بهدست گرفتن نداشتند . به غلامان كه در شكار جرگهء حيوانات را مىراندند اجازه داد به اين شغل خود مداومت دهند درصورتىكه براى مردان آزاد اين حرفه ممنوع بود . نسبت به غلامان رئوف بود و آنها را از خستگى زياد و مأموريتهاى شاق معاف داشت و بدينجهت بااينكه بردگى را مجاز نمىنمود عموما او را مانند ديگران پدر خويش مىخواندند و از روى اخلاص و ارادت محبوبش مىداشتند .
اين بود خلاصهاى از اصول و مقرراتى كه كورش در بنياد امپراتورى ايران بهكار برد . كورش از هيچيك از اقوامى كه مغلوب و ضميمهء امپراتورى خود نمود بيم نداشت و علاوهبر اينكه آنان را زبون و ناتوان مىدانست به آنها فرصت و امكان اين را نمىداد كه شب يا روز به او نزديك
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: گزنفون
ص٢٣٤