تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
سجاياى پسنديده به او كمك مىكنند . در نهاد اين قبيل همكاران صديق و باايمان هيچ‌گاه فكر عناد و طغيان و سرپيچى ريشه قرار نمىگيرد . او نيز در كمك و همراهى به زيردستان و اطرافيان از بذل هيچ مجاهدت و كوششى فروگذار نمىكرد . كورش دومين سجيهء ملكوتى انسان را پس از پرستش خدايان ، بسط عدالت مىدانست . پيوسته مراقب بود كه زيردستانش نسبت به ديگرى يا نسبت به متحدين خود مرتكب اندك بىعدالتى نشوند . مقرر داشته بود كه احدى از بزرگان كه صاحب اختيار و قدرت‌اند نبايد مالى از راه تجاوز و ستم اندوخته نمايند ، بلكه همّ خود را مصروف آن كنند كه همهء زيردستان به حق خود قانع باشند و فقط از راه مشروع و قانونى امرار معاش كنند . كورش عفاف و حرمت را به منتها درجه رعايت مىكرد . هيچ‌گاه سخن ناشايسته به احدى از زيردستان نمىگفت و پرده‌درى نمىكرد و معتقد بود حرمت نهادن به ديگران بر عزت و شرافت شخص مىافزايد ، و به‌خصوص توجه مىكرد كه نبايد فقط حرمت آن‌كس را نگه دارند كه بزرگ‌تر است يا از او بيمى در دل دارند بلكه احترام به ديگرى ولو كوچك‌تر و ضعيف‌تر باشد از بهترين خصايل انسانيت است ؛ و مىگفت شما به زنى كه در پردهء عفاف است و احترام خود را مصون و محفوظ نگاه مىدارد حرمت مىنهيد يا به آن زنى كه از جادهء عفاف بيرون مىافتد ؟ كورش معتقد بود براى اين‌كه سران و بزرگان قوم بهتر از در تمكين و اطاعت درآيند و فرمانش در گوشه‌هاى دوردست و سرتاسر امپراتورى وسيع نافذ و حتمىالاجرا باشد ، بايد كسانى را كه بىچون‌وچرا و با كمال صميميت فرمان‌بردارند به پاداش‌هاى نيك سرافراز نمود و به همان پايه آنان را مفتخر و طرف محبت و مهر قرار داد . مىگفت بايد صاحبان فضايل را گرامى شمرد و كسانى را كه كارهاى برجسته و خدمات بزرگ انجام داده‌اند تقدير نمود . وى هيچ‌گاه از اين اصل منحرف نشد بلكه پيوسته آن را در نهايت درجه دقت مراعات مىنمود . از سجاياى ديگر كورش اعتدال و رفتار ملايمش بود . درباريان و بزرگان قوم چون مىديدند كسى كه بزرگ‌ترين فرمان‌روايى را در دست دارد و بيش از هركس مىتواند شدت نشان دهد و مغلوب هواى نفس گردد ، تا اين حد ملايم و آرام و بر نفس خويش مسلط است ، طبعا به سبب قدرت و اختيار كثيرى كه دارا بودند از تجرى و افراط و غلبهء نفس احتراز مىجستند و جملگى كوشش به‌كار مىبردند تا اعتدال نفس خويش را حفظ نمايند . كورش مىگفت بين حيا و اعتدال نفس اين امتياز است كه مردان باحيا غالبا از ارتكاب عمل ننگينى در ملأ عام ابا دارند ؛ در صورتى كه كسانىكه به اعتدال مزاج متصف‌اند در خفا نيز از آن امتناع مىورزند . بهترين سرمشق و دستور اعتدال را در اين مىدانست كه از افراط در درك لذايذ شهوانى ، كه وسايلش از هر حيث فراهم بود ، شخصا اجتناب ورزد . اين بود كه هيچ‌گاه پرداختن به لذايذ نفسانى دقيقه‌اى او را از
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 232 | گزنفون / رضا مشايخى